
درس سوم: دماوندیه
شاعر: دیوان اشعار، محمّدتقی بهار
| کلمه | معنی |
|---|---|
| احداث شدن | ساخته شدن |
| ارغند | خشمگین و قهرآلود |
| استقرار | برپایی، برقرار و ثابت کردن کسی یا چیزی در جایی، مستقر شدن |
| آوند | آونگ، آویزان، آویخته |
| بگسل | پاره کن، جدا کن؛ نابود کن |
| پسافکند | پسافکنده، میراث |
| زُل زدن | با چشمی ثابت و بیحرکت به چیزی نگاه کردن |
| ستوران | جِ ستور، حیوانات چارپا خاصّه اسب، استر و خر |
| سریر | تخت پادشاهی، اورنگ |
| سعد | خوشبختی، متضادّ نحس، اختر سعد: سیّارهٔ مشتری است که به «سعد اکبر» مشهور است. |
| سفله | فرومایه، بدسرشت |
| شرزه | خشمگین، غضبناک |
| ضماد | مرهم، دارو که به جراحت نهند؛ ضماد کردن: بستن چیزی بر زخم، مرهم نهادن |
| عطا دادن | بخشش، بخشیدن |
| فسرده | یخزده، منجمد |
| کُلَهخود | کلاهخود، کلاه فلزی که در جنگ بر سر میگذارند. |
| گرزه | ویژگی نوعی مار سمّی و خطرناک |
| معجر | سرپوش، روسری |
| نحس | شوم، بدیُمن، بد اختر |
واژهنامه
بیت ۱
ای دیو سپید پایدربندای گنبد گیتی ای دماوند

گنج حکمت: خاکریز
شاعر: روایت سنگرسازان ۲، عیسی سلمانی لطفآبادی
ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است
تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متنپژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.
ورود / ثبتنام