شعرخوانی: در مکتب حقایق

شاعر: حافظ

بیت ۱

ای بی‌خبر، بکوش که صاحب‌خبر شویتا راهرو نباشی، کی راه‌بر شوی؟

معنی

ای بی‌خبر از عشق و معرفت، تلاش کن تا آگاه شوی زیرا تا راه معرفت را طی نکنی، نمی‌توانی به مقام پیشوایی و هدایتگری برسی. (توصیه به کسب آگاهی و معرفت)

لغت

صاحب‌خبر: عارف و آگاه / راهرو: سالک، راه‌رونده

بیت ۲

در مکتب حقایق پیش ادیب عشقهان ای پسر، بکوش که روزی پدر شوی

معنی

ای فرزند (راهروِ بی‌تجربه)، آگاه باش و بکوش تا در مدرسهٔ حقیقت‌جویی، نزد معلم عشق، روزی به کمال و مقام پیشوایی برسی. (دعوت به کسب آگاهی و معرفت)

لغت

ادیب: آداب‌دان، ادب‌شناس، سخندان، معلّم و مربّی / هان: آگاه باش

آرایه

منظور از «پسر»، سالک و راهروِ بی‌تجربه ← بی‌خبر / منظور از «پدر»، رهبر و مرشد، انسان کامل ← صاحب‌خبر

بیت ۳

دست از مس وجود چو مردان ره بشویتا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

معنی

مانند مردان راه عشق، وجود مادّی و بی‌ارزش خود را رها کن تا به مدد عشق، به کمال برسی و ارزشمند شوی. (ترک تعلقات مادی / کمال یافتن از عشق)

لغت

کیمیا: مادّه‌ای فرضی که به گمان پیشینیان، فلزاتی مانند مس و قلع را به طلا و نقره تبدیل می‌کند.

آرایه

دست از چیزی شستن: کنایه از ترک کردن، صرف‌نظر کردن / زر شدن: کنایه از ارزشمند شدن و به کمال رسیدن

بیت ۴

خواب‌وخورت ز مرتبهٔ خویش دور کردآن‌گه رسی به خویش که بی‌خواب‌وخور شوی

معنی

دلبستگی‌های مادی، تو را از جایگاه والای انسانی خود دور کرد. زمانی به مقام حقیقی خود می‌رسی که لذت‌ها و تعلقات مادی را ترک کنی. (نکوهش دلبستگی به مادیات و تعلقات)

آرایه

خواب‌وخور: مجاز از آسایش و راحت‌طلبی، لذت‌های مادی / بی‌خواب‌وخور شدن: کنایه از ترک تعلقات جسمانی و دنیوی

دستور

خواب‌وخورت ← خواب‌وخور، تو را

بیت ۵

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتدبالله کز آفتاب فلک خوب‌تر شوی

معنی

اگر عشق الهی مانند نوری بر دل و جانت بتابد، به خدا سوگند که از آفتاب آسمان هم زیباتر و درخشان‌تر می‌شوی. (کمال‌بخشیِ عشق الهی)

آرایه

دل و جان: مجاز از کلِّ وجود / از آفتاب فلک خوب‌تر شدن: کنایه از رسیدن به اوج کمال

بیت ۶

یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبرکز آب هفت بحر به یک موی تر شوی

معنی

لحظه‌ای به عالم عشق روی بیاور (عاشق خدا شو)، تردید نکن که مادیات دنیا نمی‌تواند ذره‌ای تو را آلوده کند و به تو آسیب برساند. (در امان بودن عاشق حق از آلودگی‌های دنیا)

آرایه

موی: مجاز از مقدار بسیار کم / تر شدن: کنایه از آلوده شدن

بیت ۷

از پای تا سرت همه نور خدا شوددر راه ذوالجلال چو بی‌پا و سر شوی

معنی

اگر وجود مادی‌ات را در راه خداوند فراموش کنی (یا وجودت را فدا کنی)، تمام وجودت نور الهی می‌شود. (ترک وجود مادی سببِ خداگونه‌شدنِ سالک)

لغت

ذوالجلال: خداوند، پروردگار، خداوند صاحب جلال و عظمت

آرایه

پای تا سر: مجاز از تمام وجود / بی‌پا و سر شدن: کنایه از اشتیاق زیاد، شدت بی‌قراری یا فانی شدن

بیت ۸

وجه خدا اگر شودت منظر نظرزین پس شکی نماند که صاحب‌نظر شوی

معنی

اگر ذات الهی و خشنودی او مورد توجه تو باشد، دیگر قطعاً دارای آگاهی و بصیرت خواهی شد. (توجه به خدا موجب بصیرت)

لغت

وجه: ذات، وجود

آرایه

منظرِ نظر شدن: کنایه از مورد توجه واقع شدن

دستور

شودت منظر نظر: منظر نظرِ تو شود

بیت ۹

بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شوددر دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی

معنی

اگر در راه عشق خداوند، وجود مادی تو دگرگون یا نابود شود، نگران نباش زیرا روح و اصل هستی تو دگرگون و نابود نمی‌شود. (عشق سبب بقا و پایداری روح)

آرایه

زیروزبر شدن: کنایه از دگرگون شدن، ویران شدن / در دل مدار: کنایه از نگران نباش

بیت ۱۰

گر در سرت هوای وصال است، حافظاباید که خاک درگه اهل هنر شوی

معنی

ای حافظ، اگر در آرزوی رسیدن به معشوق هستی، باید دربرابر عارفان و اهل فضیلت فروتن و متواضع باشی. (فروتنی دربرابر عارفان سبب رسیدن به معشوق)

لغت

هوا: میل و آرزو / اهل هنر: اهل فضیلت، عارفان

آرایه

سر: مجاز از قصد و اندیشه / خاک درگاه شدن: کنایه از تواضع و فروتنی

1-برای خوانش این شعر، چه نوع آهنگ و لحنی را برمی‌گزینید؟ دلیل خود را بنویسید.

2-مفهوم مشترک هریک از گروه‌بیت‌های زیر را بیان کنید.

  1. الف)بیت‌های سوم و پنجم
  2. ب)بیت‌های ششم و نهم

درک و دریافت

درس بعدیدرس سوم: دماوندیه