
درس پنجم: در حقیقت عشق / سودای عشق
شاعر: فیحقیقةالعشق، شهابالدین سهروردی
| کلمه | معنی |
|---|---|
| بزم | محفل، ضیافت |
| بیخودی | بیهوشی، حالت ازخودرَستگی و به معشوق پیوستن |
| تاب | فروغ، پرتو |
| جسمانی | منسوب به جسم، مقابل روحانی |
| جمال | زیبایی، زیبایی ازلی خداوند |
| حُسن | نیکویی، زیبایی |
| روحانی | منسوب به روح، معنوی، ملکوتی، آنچه از مقولهٔ روح و جان باشد. |
| سامان | درخور، میسّر، امکان |
| سودا | خیال، دیوانگی |
| شیدایی | دیوانگی |
| فرض | لازم، ضروری، آنچه خداوند بر بندگانش واجب کرده است |
| کمال | کامل بودن، کاملترین و بهترین صورت و حالت هر چیز، سرآمد بودن در داشتن صفتهای خوب |
| محب | دوستدار، یار، عاشق |
| مستغرق | مجذوب، شیفته؛ مستغرق گشتن: حیران و شیفته شدن |
| مَمات | مرگ، مُردن |
| نغمه | نوا، ترانه، سرود |
واژهنامه
بدان که از جمله نامهای حُسن یکی «جمال» است و یکی «کمال.»
سودای عشق
شاعر: تمهیدات، عینالقضات همدانی

گنج حکمت: آفتاب جمال حق
شاعر: فیه ما فیه، مولوی

شعرخوانی: صبح ستارهباران
شاعر: مثلِ درخت، در شبِ باران، محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک)
ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است
تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متنپژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.
ورود / ثبتنام