درس یکم: نیکی

درس یکم: نیکی

شاعر: بوستان سعدی
کلمهمعنی
جیبگریبان، یقه
چنگنوعی ساز که سرِ آن خمیده است و تارها دارد.
حمیّتغیرت، جوانمردی، مردانگی
خُطواتجمعِ خُطوه، گام‌ها، قدم‌ها
دَغَلناراست، حیله‌گر
راغدامنهٔ سبز کوه، صحرا
روضهباغ، گلزار
دون‌همّتکوتاه‌همّت، دارای طبع پست و کوتاه‌اندیشه
زَنخَدانچانه
شُغالجانور پستانداری است از تیرهٔ سگان که جزو رستهٔ گوشت‌خواران است.
شَلدست و پای از کار افتاده
شوریده‌رنگآشفته‌حال
غرامت‌زدهتاوان‌زده، کسی که غرامت کشد، پشیمان
غیبپنهان، نهان از چشم؛ عالمی که خداوند، فرشتگان و... در آن قرار دارند.
فراغآسایش، آسودگی
فروماندنمتحیّر شدن
فیروزه‌فامبه رنگ فیروزه، فیروزه‌رنگ
قُوترزق روزانه، خوراک، غذا
متقاربنزدیک به هم، در کنار هم
مرغزارسبزه‌زار، زمینی که دارای سبزه و علف‌های خودرو است.

واژه‌نامه

بیت ۱

یکی روبهی دید بی‌دست‌وپایفروماند در لطف و صُنع خدای

معنی

شخصی روباه فلج و ناتوانی را دید و از لطف و آفرینش خداوند تعجب کرد. (شگفتی در کار خدا)

لغت

فروماندن: متحیّر شدن / صنع: آفرینش

آرایه

بی‌دست‌وپا: کنایه از ضعیف و ناتوان

دستور

شکل مرتب‌شدهٔ بیت ← یکی روباه بی‌دست‌وپایی را دید؛ در لطف و صنع خدا فروماند. / یکی: نهاد / روبهی: مفعول

بیت ۲

که چون زندگانی به سر می‌برد؟بدین دست و پای از کجا می‌خورد؟

معنی

[روباه شَل] زندگی را چگونه می‌گذراند و با این بی‌دست‌وپایی از کجا غذا تهیه می‌کند؟ (تعجب از روزی‌رسانی)

لغت

چون: چگونه / بدین: با این / منظور از «بدین دست و پای» ← همان «بی‌دست‌وپایی»

بیت ۳

در این بود درویش شوریده‌رنگکه شیری برآمد، شغالی به چنگ

معنی

درویش آشفته‌حال در این فکر بود که شیری در حالی‌که شغالی را در چنگال داشت، ظاهر شد. (ادامهٔ حیرت درویش)

لغت

شوریده‌رنگ: آشفته‌حال / برآمد: ظاهر شد / شغال: جانور پستانداری است از تیرهٔ سگان که جزو رستهٔ گوشت‌خواران است

دستور

از طریق رابطهٔ «تناسب» با «شغال» می‌فهمیم که «شیر» در اینجا نام حیوان است، نه مایع نوشیدنی.

بیت ۴

شغال نگون‌بخت را شیر خوردبماند آنچه روباه از آن سیر خورد

معنی

شیر، شغال بیچاره را خورد و روباه نیز از باقی‌ماندهٔ شیر، خود را سیر کرد. (شیر، واسطهٔ روزی‌رسانی)

آرایه

نگون‌بخت: کنایه از بدبخت، بیچاره

دستور

شکل مرتب‌شدهٔ مصراع اول ← شیر، شغال نگون‌بخت را خورد. / شغال: مفعول / شیر: نهاد / رابطهٔ معنایی شیر و شغال و روباه ← تناسب

بیت ۵

دگر روز باز اتّفاق اوفتادکه روزی‌رسان قوت روزش بداد

معنی

روز بعد دوباره اتفاقی افتاد و خداوندِ روزی‌رسان غذای روزانهٔ روباه را به او داد. (روزی‌رسانیِ خداوند)

لغت

باز: دوباره / قُوت: رزق روزانه، خوراک، غذا

آرایه

منظور از روزی‌رسان ← خدا

بیت ۶

یقین، مرد را دیده، بیننده کردشد و تکیه بر آفریننده کرد

معنی

ایمان قلبی [یا یقیناً مشاهدات مرد] به او آگاهی و بصیرت داد. رفت و به خداوند توکل کرد. (بصیرت یافتن از مشاهدات و توکل بر خدا)

لغت

دیده: چشم / شد: رفت / بیننده: بینا

دستور

شکل مرتب‌شدهٔ مصراع اول ← یقین، دیدهٔ مرد را بیننده کرد.

بیت ۷

کزین پس به کنجی نشینم چو مورکه روزی نخوردند پیلان به زور

معنی

که از این به بعد مانند مورچه در گوشه‌ای می‌نشینم زیرا حتی فیل‌ها با قدرت خود روزی به‌دست نمی‌آورند. (گوشه‌نشینی و توکل)

آرایه

در کنجی نشستن: کنایه از تلاش نکردن / تشبیه من به مور ← من (درویش): مشبه؛ مور: مشبه‌به

بیت ۸

زَنَخدان فروبرد چندی به جَیبکه بخشنده، روزی فرستد ز غیب

معنی

مدتی در گوشه‌ای نشست و تلاشی نکرد به این امید که خداوند روزیِ او را از غیب می‌فرستد. (گوشه‌نشینی و به انتظارِ روزی نشستن)

لغت

زنخدان: چانه / جَیب: گریبان، یقه / غیب: پنهان، نهان از چشم؛ عالمی که خداوند، فرشتگان و... در آن قرار دارند

آرایه

زنخدان به جیب فروبردن: کنایه از به فکر فرورفتن، [در اینجا] نشستن و کوشش نکردن / بخشنده (= خدای بخشنده)

دستور

بخشنده: نهاد / روزی: مفعول / غیب: متمم

بیت ۹

نه بیگانه تیمار خوردش نه دوستچو چنگش، رگ و استخوان ماند و پوست

معنی

هیچ‌کس از آشنا و غریبه به فکرش نبود (غم‌خوارش نشدند) و بسیار لاغر و ضعیف شد. (بی‌توجهی مردم به درویش)

لغت

تیمار خوردن: غم‌خواری کردن، دلسوزی کردن / چنگ: نوعی ساز که سر آن خمیده است و تارها دارد.

آرایه

رگ و پوست و استخوان ماندن: کنایه از شدت ضعف و لاغری / تشبیه درویش به چنگ (چنگ: مشبه‌به)

بیت ۱۰

چو صبرش نماند از ضعیفی و هوشز دیوار محرابش آمد به گوش:

معنی

وقتی از شدت ضعف و ناتوانی، صبر و هوشی برایش باقی نماند، ندایی از عالَم غیب به گوشش رسید: (ضعف و بی‌هوشی)

دستور

مرجع «ش» (هردو) ← درویش شوریده‌رنگ

بیت ۱۱

برو شیر درّنده باش، ای دَغَلمَیَنداز خود را چو روباهِ شَل

معنی

ای حیله‌گر، برو مانند شیر درنده باش و تلاش کن و خود را مانند روباه شَل از کار و حرکت نینداز. (دعوت به تلاش / پرهیز از تنبلی)

لغت

دَغَل: ناراست، حیله‌گر / شَل: دست و پای از کار افتاده / مـ + انداز = مینداز (درست)، میانداز (نادرست)

بیت ۱۲

چنان سعی کن کز تو ماند چو شیرچه باشی چو روبه به وامانده، سیر؟

معنی

آن‌چنان تلاش کن که مانند شیر، چیزی از تو برای دیگران باقی بماند. نه اینکه مانند روباه از باقی‌ماندهٔ غذای دیگران سیر شوی. (پرهیز از ضعف و نیازمندی)

لغت

ماند: باقی بماند / وامانده: پس‌مانده، باقی‌مانده

آرایه

تشبیه درویش به شیر و روباه

بیت ۱۳

بخور تا توانی به بازوی خویشکه سَعیَت بود در ترازوی خویش

معنی

تا می‌توانی از تلاش و توانایی خودت بهره‌مند شو زیرا نتیجهٔ کار و کوشش تو به خودت برمی‌گردد. (به خود متکی بودن)

آرایه

سعی در ترازوی خویش بودن: کنایه از نتیجهٔ کار و تلاش به خود برگشتن

بیت ۱۴

بگیر ای جوان، دست درویش پیرنه خود را بیفکن که دستم بگیر

معنی

ای جوان! به انسان‌های ضعیف کمک کن و خود را به ناتوانی نزن که از دیگران کمک بخواهی. (یاریِ ضعیفان / پرهیز از تنبلی)

لغت

بـ + افکن = بیفکن (درست)، بیافکن (نادرست)

آرایه

دست کسی را گرفتن: کنایه از کمک کردن / پیر و جوان: تضاد

دستور

جوان: منادا / دست (در هر دو مصراع): مفعول

بیت ۱۵

خدا را بر آن بنده بخشایش استکه خلق از وجودش در آسایش است

معنی

عفو و بخشش خداوند شامل حال آن بنده‌ای می‌شود که مردم از رفتار و اعمال او در آسایش باشند. (آزار نرساندن به دیگران)

بیت ۱۶

کَرَم ورزد آن سر، که مغزی در اوستکه دون‌همّتانند بی‌مغز و پوست

معنی

انسان خردمند بخشندگی می‌کند در حالی‌که انسان‌های پست و خسیس [که بخشنده نیستند] بی‌عقل و نادان هستند و فقط ظاهری انسانی دارند. (بخشندگی، نشانهٔ خردمندی / پستی، نشانهٔ بی‌عقلی)

لغت

دون‌همّت: کوتاه‌همّت، دارای طبع پست و کوتاه‌اندیشه

آرایه

مغز در سر داشتن: کنایه از دانا بودن / بی‌مغز بودن: کنایه از نادانی و بی‌خردی

بیت ۱۷

کسی نیک بیند به هر دو سرایکه نیکی رساند به خلقِ خدای

معنی

کسی در دنیا و آخرت نیکی می‌بیند که به دیگران نیکی کند. (نیکی کردن به مردم ← موجب رستگاری)

لغت

سرا: خانه، منزلگاه

آرایه

منظور از دو سرای ← دنیا و آخرت

1-معنای واژه‌های مشخص‌شده را بنویسید.

  1. الف)معیار دوستانِ دغل روز حاجت است / قرضی به‌رسم تجربه از دوستان طلب

    معنی: دوستان حیله‌گر را در هنگام نیازمندی می‌توانی بشناسی. برای امتحان، از دوستان خود چیزی قرض بخواه!

  2. ب)صورتِ بی‌صورتِ بی‌حدّ غیب / ز آینهٔ دل تافت بر موسی ز جَیب

    معنی: جمال بدون ظاهر و بی‌انتهای خداوند از دل صاف حضرت موسی بر گریبان او تابید. (ارزشمندی دل)

  3. ج)فخری که از وسیلت دون‌همّتی رسد / گر نام و ننگ داری، از آن فخر، عار دار

    معنی: افتخاری را که از راه پستی و فرومایگی به‌دست بیاید، اگر آبرو برایت مهم است، آن افتخار را ننگ و رسوایی بدان.

معانی واژه‌ها

2-برخی واژه‌ها به‌تنهایی نمی‌توانند خود را بشناسانند و لازم است در جمله یا زنجیرهٔ سخن قرار بگیرند؛ مثلاً معنای واژهٔ «ماه» را نمی‌توان دانست، مگر با استفاده از شیوه‌های زیر:

  1. الف)قرار گرفتن واژه در جمله: ماه، طولانی بود. ـ ماه، تابناک بود.
  2. ب)توجّه به رابطه‌های معنایی (ترادف، تضاد، تضمّن و تناسب): ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند اکنون برای دریافت معانی واژه‌های «دست» و «سیر» با استفاده از دو روش بالا، نمونه‌های مناسب بنویسید.

3-از متن درس، دو کنایه بیابید و مفهوم آن‌ها را بنویسید.

4-ارکان تشبیه را در مصراع دومِ بیت دوازدهم مشخّص کنید. چه باشی چو روبه به وامانده، سیر؟

5-معنی و مفهوم بیت سیزدهم را به نثر روان بنویسید. بخور تا توانی به بازوی خویش / که سعیت بود در ترازوی خویش

6-درک و دریافت خود را از بیت زیر بنویسید. یقین، مرد را دیده، بیننده کرد / شد و تکیه بر آفریننده کرد

7-برای مفهوم هریک از سروده‌های زیر، بیتی مناسب از متن درس بیابید.

  1. الف)سحر دیدم درخت ارغوانی / کشیده سر به بام خسته جانی / به گوش ارغوان آهسته گفتم: / بهارت خوش که فکر دیگرانی

    معنی ابیات: هنگام صبح دیدم که درخت ارغوانی خود را به بام خانهٔ شخص ناتوان و غمگینی رسانده است؛ آهسته به او گفتم: زندگی‌ات خوش که به فکر دیگران هستی.

  2. ب)هرکه نان از عمل خویش خورد / منّت حاتم طایی نبرد

8-دربارهٔ ارتباط معنایی متن درس و مَثَل «از تو حرکت، از خدا برکت» توضیح دهید.

کارگاه درس‌پژوهی

گنج حکمت: همت

گنج حکمت: همت

شاعر: بهارستان، جامی

موری را دیدند که به زورمندی کمر بسته و ملخی را ده برابرِ خود برداشته. به تعجب گفتند: «این مور را ببینید که [بار] به این گرانی چون می‌کشد؟»

معنی

مورچه‌ای را دیدند که آمادهٔ قدرت‌نمایی شده و ملخی را که ده برابرِ خود وزن داشت، برداشته بود. با تعجب گفتند: این مورچه را ببینید که بار به این سنگینی را چگونه می‌برد؟

لغت

گرانی: سنگینی

آرایه

کمر بستن: کنایه از آماده شدن برای انجام کار

مور چون این بشنید، بخندید و گفت: «مردان، بار را به نیروی همّت و بازوی حمیّت کشند، نه به قوّت تن.»

معنی

مورچه وقتی این سخن را شنید، خندید و گفت: انسان‌های بزرگ، بار را با قدرت اراده و نیروی جوانمردی خود حمل می‌کنند نه با قدرت بدنی. (بلندیِ همّت و مردانگی)

لغت

حمیّت: غیرت، جوانمردی، مردانگی

نکته

مفهوم حکایت: برتری اراده و غیرت بر نیروی جسمانی

شعرخوانی: زاغ و کبک

شعرخوانی: زاغ و کبک

شاعر: تحفةالاحرار، جامی

بیت ۱

زاغی از آنجا که فَراغی گُزیدرخت خود از باغ به راغی کشید

معنی

زاغی از آنجا که به دنبال آسایش و راحتی بود، از باغ به صحرایی کوچ کرد. (تغییر مکان برای آسایش بیشتر)

لغت

فَراغ: آسایش، آسودگی / راغ: دامنهٔ سبز کوه، صحرا

آرایه

رخت کشیدن: کنایه از کوچ کردن، نقل مکان کردن

بیت ۲

دید یکی عرصه به دامان کوهعرضه‌دِهِ مخزنِ پنهانِ کوه

معنی

میدان گسترده‌ای در دامنهٔ کوه دید که گل‌ها و سبزه‌های آن نشان‌دهندهٔ گنج پنهان در دل کوه بود. (توصیف زیبایی دشت)

لغت

عرصه: میدان، پهنه / عرضه‌ده: نشان‌دهنده، نمایانگر

بیت ۳

نادره کبکی به جمالِ تمامشاهد آن روضهٔ فیروزه‌فام

معنی

کبک کمیاب و بسیار زیبایی، معشوق (یا مشاهده‌کنندهٔ) آن باغ فیروزه‌رنگ بود. (توصیف زیبایی بسیار زیاد کبک)

لغت

نادره: کمیاب / فیروزه‌فام: به‌رنگ فیروزه، فیروزه‌رنگ (فام: رنگ) / روضه: باغ، گلزار

بیت ۴

هم حرکاتش متناسب به همهم خُطواتش مُتقارِب به هم

معنی

هم حرکات آن کبک، با هم هماهنگ بود و هم قدم‌هایش نزدیک به هم بود. (جذابیت و ظرافت حرکات کبک / جلوه‌گری)

لغت

خُطوات: جمعِ خُطوه، گام‌ها، قدم‌ها / متقارب: نزدیک به‌هم، در کنار هم

بیت ۵

زاغ چو دید آن ره و رفتار راو آن روش و جُنبِش هموار را

معنی

وقتی زاغ آن شیوهٔ راه رفتن و حرکات موزون و هماهنگ کبک را دید، (مشاهدهٔ زیبایی و جلوه‌گری)

لغت

چو: وقتی که / جُنبِش هموار: حرکات موزون و متناسب

بیت ۶

بازکشید از روش خویش پایدرپی او کرد به تقلید جای

معنی

شیوهٔ راه رفتن خود را کنار گذاشت و به دنبال کبک به تقلید از او پرداخت. (تقلید بدون تحقیق)

آرایه

پای بازکشیدن: کنایه از ترک کردن، صرف‌نظر کردن

بیت ۷

بر قدم او قدمی می‌کشیدوز قلم او رقمی می‌کشید

معنی

جای پای کبک قدم می‌گذاشت و از رفتار او تقلید می‌کرد. (تقلید کورکورانه)

آرایه

«بر قدم کسی قدم کشیدن» و «از قلم کسی رقم کشیدن»: کنایه از تقلید و پیروی کردن

بیت ۸

درپی‌اش اَلقصّه در آن مرغزاررفت بر این قاعده روزی سه چار

معنی

خلاصه چند روزی در آن چمن‌زار به همین شیوه به دنبال کبک رفت و از او تقلید کرد. (تقلید کورکورانه)

لغت

القصه: خلاصه / مرغزار: سبزه‌زار، زمینی که دارای سبزه و گل‌های خودرو است / روزی سه چار = سه چهار روزی

بیت ۹

عاقبت از خامی خود سوختهرهروی کبک نیاموخته

معنی

سرانجام از بی‌تجربگی و نادانی خود ضرر کرد و راه رفتن کبک را نیز یاد نگرفت. (زیان دیدن از بی‌تجربگی و تقلید)

آرایه

خامی: خام بودن، کنایه از بی‌تجربگی و نادانی / سوخته: کنایه از زیان و آسیب دیدن

بیت ۱۰

کرد فرامش ره و رفتار خویشماند غرامَت‌زده از کار خویش

معنی

راه رفتن خود را فراموش کرد و از این کار خود زیان دید و پشیمان شد. (ضرر و پشیمانی از تقلید کورکورانه)

لغت

غرامت‌زده: تاوان‌زده، پشیمان

1-این سروده را از دید لحن و آهنگ خوانش، بررسی نمایید.

2-با توجّه به قلمرو فکری شعر، دربارهٔ ریشه‌ها و پیامدهای تقلیدِ نابه‌جا و کورکورانه، گفت‌وگو کنید.

درک و دریافت

لطف و صنع ـ قوت و غذا ـ زنخدان و چانه ـ جیب و یقه ـ طبْع و سرشت ـ دغل و ناراست ـ ضایع و تباه ـ محراب و عبادتگاه ـ خود را مینداز و میفکن ـ تیمار و مراقبت ـ ترازوی خویش ـ دون‌همت و دارای طبع پست ـ نیروی همت ـ بازوی حمیّت و غیرت ـ قرض و وام ـ روز حاجت ـ صورت بی‌صورت ـ ننگ و عار ـ درخت ارغوان ـ قوّت تن ـ فراغی گزید ـ باغ و راغ ـ عرصه و پهنا ـ عرضه‌دِه و نمایانگر ـ روضهٔ فیروزه‌فام ـ خطواتش متقارب ـ القصه و خلاصه ـ مرغزار و سبزه‌زار ـ اسلوب و قاعده ـ غرامت‌زده و تاوان‌زده

گروه‌های مهمّ املایی

1-معنی هریک از واژه‌های مشخص‌شده را بنویسید.

  1. الف)در این بود درویش شوریده‌رنگ
  2. ب)که روزی‌رسان قوت روزش بداد
  3. ج)زَنَخدان فروبرد چندی به جَیب
  4. د)فروماند در لطف و صنع خدای

2-املای درست را از داخل کمانک انتخاب کنید.

  1. الف)ز دیوار (محرابش / مهرابش) آمد به گوش
  2. ب)نه خود را (بیافکن / بیفکن) که دستم بگیر
  3. ج)برو شیر درّنده باش، ای (دَقَل / دَغَل)
  4. د)(مینداز / میانداز) خود را چو روباهِ شَل

3-واژه‌ای بنویسید که با «ماه» رابطهٔ تناسب داشته باشد. (نهایی تیر ۱۴۰۵)

4-با توجه به بیت زیر، میان واژه‌های مشخص‌شده کدام رابطهٔ معنایی (ترادف، تضاد، تضمن، تناسب) وجود دارد؟ (نهایی خرداد ۱۴۰۴) شغال نگون‌بخت را شیر خورد / بماند آنچه روباه از آن سیر خورد

5-رابطهٔ معنایی واژه‌های زیر را بنویسید (ترادف، تضاد، تضمن، تناسب).

  1. الف)جنگ و صلح
  2. ب)مهر و محبت
  3. ج)میز و صندلی
  4. د)پرنده و گنجشک

6-نقش دستوری واژه‌های مشخص‌شده را بنویسید.

  1. الف)شغال نگون‌بخت را شیر خورد
  2. ب)که روزی نخوردند پیلان به زور

7-آرایهٔ درست را از داخل کمانک انتخاب کنید. (نهایی تیر ۱۴۰۵) بگیر ای جوان دست درویش پیر (کنایه ـ جناس)

8-کاربرد آرایهٔ داده‌شده را در ابیات زیر نشان دهید.

  1. الف)برو شیر درّنده باش، ای دَغَل / مَیَنداز خود را چو روباهِ شَل (تشبیه)
  2. ب)نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست / چو چنگش، رگ و استخوان ماند و پوست (مراعات نظیر)

9-در هریک از مصراع‌های زیر یک کنایه بیابید و مفهوم آن را بنویسید.

  1. الف)زنخدان فروبرد چندی به جیب
  2. ب)بگیر ای جوان، دست درویش پیر

10-در بیت «دگر روز باز اتفاق اوفتاد / که روزی‌رسان قوت روزش بداد» منظور از «روزی‌رسان» کیست؟

11-در بیت «کسی نیک بیند به هر دو سرای / که نیکی رساند به خلقِ خدای» منظور از «دو سرای» چیست؟

سؤالات امتحانی

درس بعدیدرس سوم: آغازگری تنها