
درس سوم: آغازگری تنها
شاعر: عباس میرزا، آغازگری تنها: مجید واعظی ـ با تلخیص
| کلمه | معنی |
|---|---|
| اذن | اجازه، رُخصت |
| اعطا | واگذاری، بخشش، عطا کردن |
| افراط | از حد درگذشتن، زیادهروی، مقابل تفریط |
| التهاب | شعلهور شدن و برافروختن، مجازاً ناآرامی، بیقراری، اضطراب |
| اهتزاز | حرکت، جنبش؛ به اهتزاز آمدن: به حرکت درآمدن، جنبیدن |
| بَختک | کابوس، موجود خیالی یا سیاهیای که برروی شخصِ خوابیده میافتد. |
| تحتالحمایگی | تحتالحمایه بودن؛ تحتالحمایه ویژگی کشور، سرزمین یا فردی است که معمولاً به موجب پیمانی با یک کشور نیرومند، تحت حمایت او درمیآید و در عوض، امتیازات و اختیاراتی به او میدهد. تحتالحمایگی در مورد یک کشور یا سرزمین، یکی از اشکال استعمار و مرحلهای قبل از تبدیل کامل به مستعمره است. |
| تسخیر | تصرّف کردن جایی معمولاً با زور |
| تفریط | کوتاهی کردن در کاری |
| توازن | تعادل، برابری |
| جنون | شیفتگی، شیدایی، شوریدگی |
| چنبره زدن | چنبر زدن، حلقه زدن به صورت خمیده و حلقهوار جمع شدن |
| خصال | جمعِ خصلت، خویها، خواه نیک باشد یا بد |
| دارالسّلطنه | پایتخت؛ در دورهٔ صفوی و قاجار عنوان بعضی از شهرها که شاهزاده یا ولیعهد در آن اقامت داشت. |
| درایت | آگاهی، دانش، بینش |
| دهشتبار | ترسآور، هراسانگیز |
| زبونی | فرومایگی، درماندگی |
| زنبورک | نوعی توپ جنگی کوچک دارای دو چرخ که در زمان صفویه و قاجاریه روی شتر میبستند. |
| صفیر | صدای بلند و تیز |
| طاقتفرسا | توانفرسا، سخت و تحملناپذیر |
| غیرت | حمیّت، تعصّب |
| کورسو | نور اندک، روشنایی کم |
| معبد | پرستشگاه، محلّ عبادت |
| مقرّر | معلوم، تعیینشده |
| موعد | هنگام، زمان |
| موزون | هماهنگ، خوشنوا |
| نهیب | فریاد بلند، بهویژه برای ترساندن یا اخطار کردن |
| وجد | سرور، شادمانی و خوشی؛ به وجد آوردن: خوشحال کردن |
| ولایات | جمعِ ولایت؛ مجموعه شهرهایی که تحت نظر والی اداره میشود؛ معادل شهرستان امروزی |
واژهنامه
فتحعلی شاه، آغا محمد خان، عباس میرزا

گنج حکمت: چو سرو باش
شاعر: گلستان، سعدی
ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است
تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متنپژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.
ورود / ثبتنام