ستایش: لطف خدا

ستایش: لطف خدا

شاعر: فرهاد و شیرین، وحشی بافقی
کلمهمعنی
ادباربدبختی، سیه‌روزی؛ متضادّ اقبال
اقبالخوشبختی، سعادت
توفیقآن است که خداوند، اسباب را موافق خواهش بنده، مهیّا کند تا خواهش او به نتیجه برسد؛ سازگار گردانیدن
تیره‌راییبداندیشی، گمراهی
چاشنی‌بخشآنچه برای اثربخشی بیشتر کلام به آن اضافه می‌شود.
حلاوتشیرینی
نژندخوار و زبون

واژه‌نامه

بیت ۱

به نام چاشنی‌بخشِ زبان‌هاحلاوت‌سنج معنی در بیان‌ها

معنی

به نام خدایی سخنم را آغاز می‌کنم که نامش سبب اثربخشی کلام می‌شود و بر شیرینی و دل‌پذیری معنیِ سخن می‌افزاید. (نام خدا موجب تأثیرگذاری و ارزشمندی کلام)

لغت

چاشنی‌بخش: آنچه برای اثربخشی بیشتر کلام به آن اضافه می‌شود. / حلاوت: شیرینی

آرایه

منظور از «چاشنی‌بخش» و «حلاوت‌سنج» ← خدا

بیت ۲

بلند آن سر، که او خواهد بلندشنژند آن دل، که او خواهد نژندش

معنی

آن‌کسی ارجمند و بزرگ می‌شود که خداوند او را عزیز و ارجمند بخواهد و آن‌کسی خوار و زبون می‌شود که خداوند او را خوار و زبون بخواهد. (عزت و ذلّت به دست خدا)

لغت

نژند: خوار و زبون

آرایه

سربلند بودن: کنایه از بزرگی و برتری

دستور

شکل مرتب‌شدهٔ بیت ← آن سر، بلند [است] که او آن را بلند خواهد. آن دل، نژند [است] که او آن را نژند خواهد. / منظور از «او» ← خدا

بیت ۳

درِ نابستهٔ احسان گشاده‌ستبه هرکس آنچه می‌بایست، داده‌ست

معنی

نیکی و بخشش خداوند همیشگی است و به هرکس آنچه لازم بوده، بخشیده است. (بخشش همیشگیِ خدا)

لغت

نابسته: گشوده، باز / احسان: بخشش، نیکویی

آرایه

گشاده بودنِ درِ احسان: کنایه از بخشش بسیار داشتن

بیت ۴

به ترتیبی نهاده وضع عالمکه نی یک موی باشد بیش و نی کم

معنی

خداوند، جهان هستی را به شکلی آفریده است که ذره‌ای کم یا زیاد نیست. (نظام احسن آفرینش)

لغت

وضع: شکل، حالت / نی: نه

آرایه

یک مو بیش و کم نبودن: کنایه از کامل بودن / بیش و کم: تضاد

دستور

شکل مرتب‌شدهٔ بیت ← [خداوند] وضع عالم [را] به ترتیبی نهاده [است] که نی یک موی بیش باشد و نی [یک موی] کم [باشد]

بیت ۵

اگر لطفش قرین حال گرددهمه ادبارها اقبال گردد

معنی

اگر لطف خداوند شامل حال کسی شود، همهٔ بدبختی‌ها به خوشبختی تبدیل می‌شود. (لطف خدا سبب خوشبختی)

لغت

قرین: همدم، همراه / اِدبار: بدبختی، سیه‌روزی؛ متضادّ اقبال / اقبال: خوشبختی، سعادت

بیت ۶

وگر توفیق او یک سو نهد پاینه از تدبیر، کار آید نه از رای

معنی

اگر توفیق و توجه خداوند همراه نباشد، چاره‌جویی و اندیشه کمکی نخواهد کرد. (برتری توفیق الهی بر اندیشه و تدبیر)

لغت

توفیق: آن است که خداوند، اسباب را موافق خواهش بنده، مهیّا کند تا خواهش او به نتیجه برسد؛ سازگار گردانیدن

آرایه

پای یک سو نهادن: کنایه از همراهی نکردن

بیت ۷

خرد را گر نبخشد روشناییبماند تا ابد در تیره‌رایی

معنی

اگر خداوند به عقل انسان درک و آگاهی ندهد، همیشه در گمراهی و نادانی می‌ماند. (گمراهی خرد بدون بصیرت الهی)

لغت

تیره‌رایی: بداندیشی، گمراهی

دستور

شکل مرتب‌شدهٔ بیت ← اگر روشنایی [را] به خرد نبخشد تا ابد در تیره‌رایی بماند. / خرد را: به خرد

بیت ۸

کمال عقل آن باشد در این راهکه گوید نیستم از هیچ آگاه

معنی

بالاترین مرتبهٔ عقل در راه شناخت خداوند آن است که به نادانی خود اعتراف کند. (ناتوانی عقل در شناخت خداوند)

دستور

شکل مرتب‌شدهٔ بیت ← کمال عقل در این راه آن باشد که گوید از هیچ [چیز] آگاه نیستم.

حلاوت‌سنج معنی ـ خواهد نژندش ـ خوار و زبون ـ احسان و نیکی ـ وضع عالم ـ قرین حال ـ ادبار و اقبال ـ تیره‌رایی و گمراهی ـ توفیق و سازگار گردانیدن ـ وحشی بافقی

گروه‌های مهمّ املایی

در زبان فارسی کلمه‌ای اهمّیت املایی بیشتری دارد که یک یا چند حرف از حروف شش‌گانهٔ زیر در آن باشد:

ذ، ز، ض، ظث، س، صء، عت، طح، هغ، ق
نفوذ، زنخدان، وضع، ظاهرنثر، احسان، صُنعاقبال، عارتوفیق، لطفحلاوت، خواهددغل، قرین

نکتهٔ ۱: حروف شش‌گانهٔ مهمّ املایی

فعل‌هایی که با «همزه» آغاز می‌شوند، اگر «بِـ، نـَ، مـ» بگیرند ← «همزه» به «یـ» تبدیل می‌شود:

درستنادرست
بـ + افکن ←بیفکنبیافکن
نـ + افتد ←نیفتدنیافتد
مـ + انداز ←میندازمیانداز
مـ + آزار ←میازارمآزار

نکتهٔ ۲: فعل‌های آغازشده با «همزه»

کلمه‌ای که پایان آن «ه» غیرملفوظ باشد، اگر «ان» یا «ی» بگیرد ← «ه» به «گ» تبدیل می‌شود:

درستنادرست
بنده + ان ←بندگانبنده‌گان
گرسنه + ان ←گرسنگانگرسنه‌گان
سازنده + ی ←سازندگیسازنده‌گی
تشنه + ی ←تشنگیتشنه‌گی

نکتهٔ ۳: تبدیل «ه» غیرملفوظ به «گ»

1-معنای واژه‌های مشخص‌شده را بنویسید.

  1. الف)حلاوتسنج معنی در بیان‌ها
  2. ب)همه ادبارها اقبال گردد
  3. ج)بماند تا ابد در تیره‌رایی

2-املای درست را از داخل کمانک انتخاب کنید.

  1. الف)اگر لطفش قرین (حال / هال) گردد
  2. ب)بلند آن سر، که او (خواهد / خاهد) بلندش

3-در هریک از مصراع‌های زیر، یک غلط املایی بیابید و درست آن را بنویسید.

  1. الف)به ترتیبی نهاده وظع عالم
  2. ب)درِ نابستهٔ احصان گشاده‌ست
  3. ج)وگر توفیغ او یک سو نهد پای
  4. د)هلاوت‌سنج معنی در بیان‌ها

4-کاربرد آرایهٔ تضاد را در بیت زیر نشان دهید. اگر لطفش قرین حال گردد / همه ادبارها اقبال گردد

5-با توجه به مصراع «بلند آن سر که او خواهد بلندش»:

  1. الف)منظور از «او» کیست؟
  2. ب)«سربلند شدن» کنایه از چیست؟

6-با توجه به بیت «خرد را گر نبخشد روشنایی / بماند تا ابد در تیره‌رایی» در چه صورت، عقل در گمراهی خواهد ماند؟

7-شاعر در بیت «اگر لطفش قرین حال گردد / همه ادبارها اقبال گردد»، نتیجهٔ همراهی لطف الهی را چه می‌داند؟ (نهایی تیر ۱۴۰۵)

8-بیت «کمال عقل آن باشد در این راه / که گوید نیستم از هیچ آگاه» با کدام‌یک از گزینه‌های زیر تناسب معنایی دارد؟ (نهایی خرداد ۱۴۰۴)

  1. الف)کمال‌گرایی عقل
  2. ب)تقابل همیشگی عقل و عشق
  3. ج)اظهار عجز از شناخت خدا
  4. د)دشوار بودن راه عشق

سؤالات امتحانی

درس بعدیدرس یکم: نیکی