آزمون ۳
برای دیدن پاسخ هر سؤال، روی کادر «پاسخ» بزنید.
قلمرو زبانی (۳/۵ نمره)
1-کدام واژهها در دو بیت زیر مترادفند؟ «بیم آن است کز غم عشقت سر برآرد دلم به شیدایی» «در عالم پیر، هرکجا برنایی است عاشق بادا که عشق خوش سودایی است»
2-کدام واژه جزء معانی واژهٔ مشخصشده در مصراع زیر نیست؟ نی حریف هرکه از یاری برید (دوست ـ همدم ـ همراه ـ موافق)
3-در کدام گزینه غلط املایی وجود دارد؟ درست آن را بنویسید.
- الف)هرکسی از زن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من
- ب)سینه خواهم شرحهشرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق
- ج)تن ز جان و جان ز تن مستور نیست لیک کس را دید جان دستور نیست
4-در هریک از مصراعهای زیر، نقشهای دستوری خواستهشده را مشخص کنید.
- الف)روزها گر رفت، گو رو، باک نیست (مفعول)
- ب)مر زبان را مشتری جز گوش نیست (نهاد)
- ج)هرکه این آتش ندارد، نیست باد (مسند)
5-با توجه به متن زیر، به سؤالات پاسخ دهید. «ای عزیزا! پروانه، قوت از عشق آتش خورد، بیآتش قرار ندارد و در آتش وجود ندارد تا آنگاه که آتش عشق او را چنان گرداند که همهٔ جهان، آتش بیند.»
- الف)جملهای با اجزای «نهاد + مفعول + مسند + فعل» مشخص کنید.
- ب)یک «قید» در متن فوق مشخص کنید.
6-با توجه به بیت زیر، درستی یا نادرستی گزینههای دادهشده را مشخص کنید. «در عالم پیر، هرکجا برنایی است عاشق بادا که عشق خوش سودایی است»
- الف)فعل «است» در مصراع دوم، غیراسنادی است. (درست / نادرست)
- ب)در بیت فوق، دو واژه نقش مسندی دارند. (درست / نادرست)
- ج)واژههای قافیه نقش دستوری متفاوت دارند. (درست / نادرست)
7-با توجه به بیت زیر، جاهای خالی را کامل کنید. «در عشق کسی قدم نهد کش جان نیست با جان بودن به عشق در سامان نیست»
- الف)واژههای کسی، جان و ............ نقش مشترک دارند.
- ب)نقش دستوری ضمیر پیوسته در مصراع اول، ............ است.
قلمرو ادبی (۲/۵ نمره)
8-گزینهٔ درست را از داخل کمانک انتخاب کنید.
- الف)کتابهای «تمهیدات» و «مثنوی» در حوزهٔ ادبیات (غنایی / تعلیمی) قرار میگیرند.
- ب)مجموعهٔ شعر «مثل درخت در شب باران» سرودهٔ (م.سرشک / حسین منزوی) است.
9-مصراع نخست بیت زیر را مرتب کنید. «بستند ـ پیش ـ تو ـ من ـ بسیار ـ و ـ نقش ـ بودند ـ از ـ و» «................................ دیوار زندگی را زینگونه یادگاران»
10-آرایهٔ مشترک دو عبارت زیر را بنویسید.
- الف)بدان که از جملهٔ نامهای حسن، یکی جمال است و یکی کمال.
- ب)بیآتش قرار ندارد و در آتش وجود ندارد.
11-آرایهٔ خواستهشده در مقابل هر گزینه را مشخص کنید.
- الف)من به هر جمعیّتی نالان شدم جفت بدحالان و خوشحالان شدم (مجاز)
- ب)ای عزیز پروانه قوت از عشق آتش خورد. (مشبهبه)
12-یک دلیل بیاورید که بیت زیر اسلوب معادله ندارد. «در غم ما روزها بیگاه شد روزها با سوزها همراه شد»
13-در بیت «آتش عشق است کاندر نی فتاد / جوشش عشق است کاندر می فتاد»، آرایههای «تشبیه، جناس و ............» مشهود هستند. (بهجز واجآرایی و تکرار)
14-در بیت زیر کدام آرایه بهکار نرفته است؟ «هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش» (تلمیح ـ تضاد ـ کنایه)
قلمرو فکری (۴ نمره)
15-مفهوم قسمتهای مشخصشده در متن زیر را بنویسید. «گفت که چون من در آن حضرت رسم و تاب آفتاب آن جمال بر من زند، مرا از خود یاد نیاید؛ از تو چون یاد کنم؟»
16-مفهوم «میدهد ظاهر هرکس خبر از باطن او» در کدام گزینه آمده است؟
- الف)سرّ من از نالهٔ من دور نیست لیک چشم و گوش آن نور نیست
- ب)درنیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید، والسّلام
17-مفهوم کلی بیت «صبر بر داغ دل سوخته باید چون شمع / لایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست» را بنویسید.
18-در بیت «محرم این هوش جز بیهوش نیست / مر زبان را مشتری جز گوش نیست»:
- الف)منظور از قسمت مشخصشده چیست؟
- ب)کدام گزینه از کل بیت فهمیده میشود؟ ۱) هیچ عاشقی بدون عشق زنده نمیماند. ۲) هرکسی توان درک حقیقت عشق را ندارد. ۳) گوش برای ادراک سخنان زبان، ابزار مناسبی نیست.
19-تفاوت دیدگاه شاعر در این بیت با بیت سعدی که شاعر آن را تضمین کرده، چیست؟ «گفتی به روزگاران مهری نشسته بر دل بیرون نمیتوان کرد حتّی به روزگاران»
20-در عبارت «عشق، آتش است، هرجا که باشد، جز او رخت، دیگری ننهد»، بخش مشخصشده کدام ویژگی عشق را بیان میکند؟
21-معنی مصراعها و عبارتهای زیر را به نثر روان بنویسید.
- الف)وصول به حسن ممکن نشود، الاّ بهواسطهٔ عشق
- ب)لیک چشم و گوش را آن نور نیست
- ج)هرکه بیروزی است، روزش دیر شد
- د)حیات از عشق میشناس و ممات بیعشق مییاب.