ستایش: مَلِکا، ذکر تو گویم

ستایش: مَلِکا، ذکر تو گویم

قالب: قصیدهمحتوا: ستایش خداوند، اظهار بندگی دربرابر پروردگارشاعر: حکیم سنایی غزنوی

واژه‌نامه

کلمهمعنی
پوییدنحرکت به‌سوی مقصدی برای به‌دست آوردن و جست‌وجوی چیزی، تلاش، رفتن
ثناستایش، سپاس
جزاپاداش کار نیک
جلالبزرگواری، شکوه، از صفات خداوند که به مقام کبریایی او اشاره دارد
جودبخشش، سخاوت، کَرَم
حکیمدانا به همه چیز، دانای راست‌کردار، از نام‌های خداوند تعالی؛ بدین معنا که همهٔ کارهای خداوند از روی دلیل و برهان است و کار بیهوده انجام نمی‌دهد
رحیمبسیار مهربان، از نام‌ها و صفات خداوند
رویمجازاً امکان، چاره
سرورشادی، خوشحالی
سزاسزاوار، شایسته، لایق
شِبهمانند، مِثل، همسان
عِزارجمندی، گرامی شدن، مقابل ذُلّ
فضلبخشش، کَرَم
کریمبسیار بخشنده، بخشاینده، از نام‌ها و صفات خداوند
مَلِکپادشاه، خداوند
نمایندهآن‌که آشکار و هویدا می‌کند، نشان‌دهنده
وهمپندار، تصوّر، خیال
یقینبی‌شبهه و شک بودن، امری که واضح و ثابت شده باشد

بیت ۱

مَلِکا، ذکر تو گویم که تو پاکیّ و خدایینروم جز به همان ره که تواَم راه‌نمایی

قلمرو فکری

خداوندا، تو را یاد می‌کنم زیرا تو پاک و پروردگار هستی. فقط به همان راهی می‌روم که تو به من نشان می‌دهی. (یاد کردن از پاکی خدا / تأکید بر هدایتگری خداوند)

قلمرو ادبی

مصراع دوم اشاره به آیهٔ «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم»: ما را به راه راست هدایت فرما.

قلمرو زبانی

مَلِک: پادشاه، خداوند / ذکر: یاد، ستایش / منظور از «تو» در همهٔ بیت‌ها: خداوند / که: زیرا / بیت: شش جمله. دوگانه‌خوانی «تواَم راه‌نمایی»: ۱- تو راهنمای من هستی ۲- تو راه را به من نشان می‌دهی.

بیت ۲

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویمهمه توحید تو گویم که به توحید سزایی

قلمرو فکری

فقط به درگاه تو روی می‌آورم. تنها به سبب لطف تو در حرکت و تلاشم. فقط تو را به یگانگی می‌ستایم زیرا تو شایستهٔ یگانگی هستی. (بندگی مطلق دربرابر خدا / تأکید بر لطف و یگانگی خداوند)

قلمرو ادبی

مصراع اول اشاره به آیهٔ «اِیّاکَ نَعبدُ و اِیّاکَ نَستَعین»: تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم.

قلمرو زبانی

همه: فقط، تنها / فضل: بخشش، کَرَم / پوییدن: حرکت به‌سوی مقصدی برای به‌دست‌آوردن و جست‌وجوی چیزی، تلاش، رفتن / که: زیرا / سزا: سزاوار، شایسته، لایق / جویم، پویم، گویم: مضارع اخباری

بیت ۳

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمیتو نمایندة فضلی تو سزاوار ثنایی

قلمرو فکری

تو دانا، بزرگ، بسیار بخشنده و مهربان هستی. تو آشکارکنندهٔ لطف و بخشش و شایستهٔ ستایش هستی. (برشمردن صفات مختلف خداوند)

قلمرو زبانی

حکیم: دانا به همه چیز، دانای راست‌کردار، از نام‌های خداوند تعالی؛ بدین معنا که همهٔ کارهای خداوند از روی دلیل و برهان است و کار بیهوده انجام نمی‌دهد / کریم: بسیار بخشنده، بخشاینده، از نام‌ها و صفات خداوند / رحیم: بسیار مهربان، از نام‌ها و صفات خداوند / نماینده: آن‌که آشکار و هویدا می‌کند، نشان‌دهنده / فضل: بخشش، کَرَم / ثنا: ستایش، سپاس (هم‌آوا با سنا: روشنایی) / حکیم، عظیم، کریم، رحیم، نماینده و سزاوار: مسند / بیت: شش جمله

بیت ۴

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجینتوان شِبْه تو گفتن که تو در وهم نیایی

قلمرو فکری

نمی‌توان تو را توصیف کرد زیرا در فهم و ادراک ما نمی‌گنجی. نمی‌توان چیزی را به تو مانند کرد زیرا تو در خیال انسان جای نمی‌گیری. (ناتوانی انسان از توصیف خداوند / شبیه و نظیر نداشتن خداوند)

قلمرو ادبی

مصراع دوم اشاره به آیهٔ «لَیسَ کَمِثلِهِ شَی‌ء»: چیزی شبیه او نیست. / فهم و وهم: جناس ناهمسان (ناقص)

قلمرو زبانی

شِبْه: مانند، مِثل، همسان (جمع: اَشباه) [شَبَح: سایه، سیاهی، شخص، جمع: اَشباح] / وهم: پندار، تصوّر، خیال

بیت ۵

همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینیهمه نوری و سروری، همه جودی و جزایی

قلمرو فکری

تو تماماً عزت، شکوه، علم و یقین هستی. تو سراسر نور، شادی، بخشش و پاداش هستی. (برشمردن صفات الهی)

قلمرو زبانی

همه: کلاً، تماماً / عزّ: ارجمندی، گرامی شدن، مقابل ذُلّ / جلال: بزرگواری، شکوه، از صفات خداوند که به مقام کبریایی او اشاره دارد / یقین: بی‌شبهه و شک بودن، امری که واضح و ثابت شده‌باشد / سُرور: شادی، خوشحالی / جود: بخشش، سخاوت، کَرَم / جزا: پاداش کار نیک / عز، جلال، علم، یقین، نور، سرور، جود و جزا: مسند / بیت: هشت جمله

بیت ۶

همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشیهمه بیشی تو بکاهی، همه کمّی تو فزایی

قلمرو فکری

تمام امور پنهان را می‌دانی (علّام‌الغیوب) و همهٔ عیب‌ها را می‌پوشانی (ستّارالعیوب) و همهٔ کم‌وزیادشدن‌ها به دست توست. (عزّت و ذلّت، دست خدا)

قلمرو ادبی

مصراع دوم اشاره به آیهٔ «تُعِزُّ مَن تَشاء و تُذلُّ مَن تَشاء»: هرکس را بخواهی عزت می‌دهی و هرکس را بخواهی ذلیل می‌کنی. / «بیشی و کمی» ـ «بکاهی و فزایی»: تضاد / غیب و عیب: جناس ناهمسان (ناقص)

قلمرو زبانی

بکاهی: کم می‌کنی / فزا: از مصدر افزودن (زیاد کردن)، هم‌آوا با فضا (جوّ، محیط) / بدانی (= می‌دانی) / بپوشی (= می‌پوشی، می‌پوشانی) / غیبی، عیبی، بیشی و کمّی: مفعول / بیت: چهار جمله

بیت ۷

لب و دندان سنایی همه توحید تو گویدمگر از آتش دوزخ بودَش روی رهایی

قلمرو فکری

تمام وجود سنایی فقط یگانگی تو را می‌ستاید؛ امید است (شاید) برای او امکان نجات از آتش جهنم وجود داشته باشد. (ستایش یگانگی خدا به امید رهایی از آتش جهنم)

قلمرو ادبی

لب و دندان: مجاز از کُلِّ وجود / روی: مجازاً امکان، چاره

قلمرو زبانی

همه: فقط، تنها / گوید: می‌گوید / مگر: امید است، شاید / بُوَد (= باشد) / بودَش: برای او بوَد. «ش»: متمم و مرجع آن سنایی؛ یعنی مگر برای او [سنایی] از آتش دوزخ روی رهایی بُوَد (= وجود داشته باشد).

گروه‌های مهم املایی

ذکر تو ـ فضل و بخشش ـ سزا و لایق ـ ثنا و سپاس ـ سنایی غزنوی ـ سُرور و شادی ـ عِزّ و ارجمندی ـ ذُلّ و خواری ـ عظیم و بزرگ ـ جزا و پاداش ـ شِبْه و همسان ـ وهم و پندار ـ بکاهی و فزایی

نکتهٔ ۱: حروف شش‌گانهٔ مهمّ املایی

در زبان فارسی کلمه‌ای اهمّیت املایی بیشتری دارد که یک یا چند حرف از حروف شش‌گانهٔ زیر در آن باشد:

ذ، ز، ض، ظث، س، صء، عت، طح، هغ، ق
ذکر، جزا، فضل، عظیمثنا، سزا، وصفانابت، عِزّخلعت، اطفالحکیم، شِبهغیب، یقین

نکتهٔ ۲: فعل‌های آغازشده با «همزه»

فعل‌هایی که با «همزه» آغاز می‌شوند، اگر «بِـ، نـَ، مـ» بگیرند، «همزه» به «یـ» تبدیل می‌شود.

درستنادرست
بیفکنبیافکن
نیفتدنیافتد
میندازمیانداز
میازارمآزار

نکتهٔ ۳: تبدیل «ه»ی غیرملفوظ به «گ»

کلمه‌ای که پایان آن «ه» غیرملفوظ باشد، اگر «ان» یا «ی» بگیرد، «ه» به «گ» تبدیل می‌شود.

درستنادرست
بندگانبنده‌گان
گرسنگانگرسنه‌گان
سازندگیسازنده‌گی
تشنگیتشنه‌گی

سؤالات امتحانی

قلمرو زبانی

1-در بیت «الف» واژه‌ای بیابید که معادل معنایی آن در بیت «ب» وجود داشته باشد.

  1. الف)همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم — همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
  2. ب)همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینی — همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی

2-در بیت «همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینی — همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی»:

  1. الف)کدام واژه، مقابل «ذُلّ» است؟
  2. ب)کدام واژه به «مقام کبریایی خدا» اشاره دارد؟
  3. ج)یک برابر معنایی مناسب برای واژهٔ «شادی» بیابید.
  4. د)کدام واژه به معنای «پاداش کار نیک» است؟

3-در کدام مصراع واژه‌ای به‌کار رفته بدین معنا که «همۀ کارهای خداوند از روی دلیل و برهان است و کار بیهوده انجام نمی‌دهد»؟

  1. الف)همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینی
  2. ب)تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی

4-معادل معنایی واژه‌های «لایق، همسان، سپاس» را در مصراع‌های زیر بیابید.

  1. الف)نتوان شِبْه تو گفتن که تو در وهم نیایی
  2. ب)همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
  3. ج)تو نمایندة فضلی تو سزاوار ثنایی

5-املای درست را از داخل کمانک انتخاب کنید.

  1. الف)تو نمایندة فضلی تو سزاوار (ثنایی / سنایی)
  2. ب)همه بیشی تو بکاهی، همه کمّی تو (فزایی / فضایی)
  3. ج)لب و دندان (ثنایی / سنایی) همه توحید تو گوید
  4. د)نتوان (شبح / شبه) تو گفتن که تو در وهم نیایی

برای سنجش یادگیری این درس، به بخشآزموندر منوی برنامه مراجعه کنید.

درس بعدیدرس یکم: شکرِ نعمت