درس هشتم: از پاریز تا پاریس

درس هشتم: از پاریز تا پاریس

محتوا: شرح سفر و خاطرات
کلمهمعنی
اتراقتوقّف چند روزه در سفر به جایی، موقّتاً در جایی اقامت گزیدن
استبعاددور دانستن، بعید شمردن چیزی؛ استبعاد داشتن: بعید و دور بودن از تحقّق و وقوع امری
بازبستهوابسته، پیوسته و مرتبط
پانوراماپردهٔ نقّاشی که در ساختمانی که سقف مدوّر دارد، به دیوار سقف بچسبانند؛ چنان‌که هرکس در آنجا بایستد، گمان کند که افق را در اطراف خود می‌بیند.
تداعییادآوری، تداعی شدن: به‌خاطر آوردن
جرّارهویژگی نوعی عقرب زرد بسیار سمّی که دُمش روی زمین کشیده می‌شود.
چریغ آفتابطلوع آفتاب، صبح زود
چشمگیرشایان توجّه، باارزش و مهم
حوالهنوشته‌ای که به موجب آن دریافت‌کننده ملزم به پرداخت پول یا مال به شخص دیگری است.
رواقبنایی با سقف گنبدی یا به شکل هرم، ایوان، پیشگاه خانه
سرپرَ زدنتوقّف کوتاه؛ هرگاه مرغی از اوج، یک لحظه بر زمین نشیند و دوباره برخیزد، این توقّف کوتاه را «سر پَر زدن» می‌گویند.
سوءِهاضمهبدگواری، دیرهضمی، هرگونه اشکال یا اختلال در هضم غذا که معمولا با سوزش سرِدل یا نفخ همراه است.
صباحبامداد، سپیده‌دم، پگاه
طاقسقف خمیده و محدّب، سقف قوسی شکل که با آجر بر روی اطاق یا جایی دیگر سازند؛ طاق ضربی: طاق احداث شده بین دهانهٔ دو تیرآهن که آن را با آجر و ملاط گچ می‌سازند.
طَبَقسینی گرد بزرگ و معمولاً چوبی، مخصوص نگهداری یا حمل اشیا که بیشتر آن را بر سر می‌گذارند.
طیلساننوعی ردا
غایت‌القصویحدّ نهایی چیزی، کمالِ مطلوب
فرخنده‌پیخوش‌قدم، نیک‌پی، خوش‌یُمن
فرسخفرسنگ، واحد اندازه‌گیری مسافت تقریباً معادل شش کیلومتر
کازیهجاکاغذی، جعبهٔ چوبی یا فلزی روباز که برای قرار دادن کاغذ، پرونده یا نامه‌ها روی میز قرار می‌دهند.
کِیپادشاه، هریک از پادشاهان سلسلهٔ کیان
کیانیمنسوب به کیان؛ کیان: کی‌ها، هریک از پادشاهان داستانی ایران از کیقباد تا دارا
مَرکباسب، آنچه بر آن سوار شوند
مار غاشیهماری بسیار خطرناک در دوزخ؛ غاشیه: سوره‌ای از قرآن، یکی از نام‌های قیامت
مستعجلزودگذر، شتابنده
مغانموبدانِ زرتشتی؛ در ادبیات عرفانی، عارف کامل و مرشد را گویند.
نَمَطبساط شطرنج

واژه‌نامه

صفحهٔ ۶۲ کتاب

ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است

تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متن‌پژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.

ورود / ثبت‌نام