درس پنجم: دماوندیه

درس پنجم: دماوندیه

قالب: قصیدهمحتوا: توصیف جامعهٔ استبدادزدهٔ ایران در زمان شاعرشاعر: دیوان اشعار، محمدتقی بهار
کلمهمعنی
آوندآونگ، آویزان، آویخته
ارغندخشمگین و قهرآلود
از هم گسستننابود کردن
بگسلپاره کن، جدا کن؛ نابود کن
پسافکندپسافکنده، میراث
زُل زدنبا چشمی ثابت و بی‌حرکت به چیزی نگاه کردن
ستورانجِ ستور، حیوانات چارپا خاصّه اسب، استر و خر
سریرتخت پادشاهی، اورنگ
سعدخوشبختی، متضادّ نحس، اختر سعد: سیّارهٔ مشتری است که به «سعد اکبر» مشهور است.
سفلهفرومایه، بدسرشت
سلّانه‌سلّانهآرام‌آرام، به‌آهستگی
شرزهخشمگین، غضبناک
ضمادمرهم، دارو که به جراحت نهند؛ ضماد کردن: بستن چیزی بر زخم، مرهم نهادن
عامل تخریبشخصی نظامی که کارش نابود کردن هدف‌های نظامی به‌وسیلهٔ انفجار و کار گذاشتن تله‌های انفجاری است.
عطا دادنبخشش، بخشیدن
فسردهیخ‌زده، منجمد
کلوخپاره‌گِل خشک‌شده به‌صورت سنگ، پاره‌گل خشک‌شده به درشتی مُشت یا بزرگ‌تر
کُلَه‌خودکلاه‌خود، کلاه فلزی که در جنگ بر سر می‌گذارند.
گرزهویژگی نوعی مار سمّی و خطرناک
معجرسرپوش، روسری
معطّلبی‌کار، بلاتکلیف؛ معطّل کردن: تأخیر کردن، درنگ کردن
نحسشوم، بدیُمن، بداختر

واژه‌نامه

بیت ۱

ای دیو سپید پای‌دربندای گنبد گیتی ای دماوند

ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است

تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متن‌پژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.

ورود / ثبت‌نام