جمع‌بندی درس ۱ تا ۹ (هم‌آوا و تاریخ ادبیات)

الف) واژه‌های هم‌آوا و شِبْه هم‌آوا

کلمهمعنی
ثناستایش، سپاس
سناروشنایی
شِبْهمانند، مِثل، همسان
شَبَحسایه، سیاهی
قربتنزدیکی، خویشی
غربتدوری، بیگانگی
حیاتزندگی
حیاطفضا، محوطه
خویشخود
خیشگاوآهن، پارچهٔ کتانی
خوانسفره
خانخانه، مرحله، رئیس
صباباد مشرق، نسیم
سبانامِ شهر بلقیس
مُطاعاطاعت‌شده، فرمانروا
مَتاعکالا
بهر (از بهر)برای، بهره
بحردریا
منسوبنسبت‌داده‌شده
منصوبگماشته‌شده
بَطمرغابی
بُتبُت: مجسمه، معشوق
قاضیداور
غازیمعرکه‌گیر، رسن‌باز، جنگجو
عارننگ، عیب
آربن مضارع از مصدر «آوردن»
صدعدد ۱۰۰
سدبند، بستن
صوابدرست، مصلحت
ثوابپاداش
فَراغ/ فَراغتآسودگی، آسایش
فِراقدوری و جدایی
قُلّهبالاترین بخش کوه
غَلّهدانهٔ خوراکی
سِلاحابزار جنگی
صَلاحمصلحت، صواب‌دید
ستورحیوان چارپا
سطورسطرها، خط‌ها
اساسبنیاد
اثاثوسایل خانه، کالا
سریرتخت
صریرفریاد کردن
قَدراندازه
غدرفریب، خیانت
قالبجسم، شکل، طرح
غالبپیروز، چیره
زُلخیره نگاه کردن
ذُلّخواری و خفّت
خارتیغ گیاه
خواربی‌ارزش، پست و حقیر
گذاردنقرار دادن، نهادن
گزاردنبه‌جا آوردن، ادا کردن
خواستخواهش، اراده
خاستبرخاست، بلند شد.
ظنگمان، پندار
زنشخص مؤنث
اَسرار (جِ سِرْ)رازها
اِصرارپافشاری کردن
مستورپوشیده، پنهان
مسطورنوشته‌شده
سورجشن
صوربوق، شیپور
قُربنزدیکی
غَربجهت غرب
فَرضلازم، ضروری
فِرزچابک، زرنگ
قریبنزدیک، خویشاوند
غریببیگانه، عجیب
خوردهاز مصدر خوردن
خُردهریزه، شکسته، عیب
نواحی (جمعِ ناحیه)کناره‌ها
نواهی (جمعِ نهی)نهی‌شده‌ها
فزااز مصدر «افزودن»
فضامحیط، اطراف، وضعیت
صَخرهسنگ بزرگ
سُخرهمسخره کردن
حوزهناحیه، قلمرو، محدوده
حوضهپهنهٔ زمین دارای آب
روضهذکر مصیبت
روزهیکی از اَعمال دینی
مطبوعچاپ‌شده، خوشایند
متبوعتبعیت‌شده
اَزَلزمان بی‌آغاز
عَزْلبرکنار کردن
طاقسقف، یکتا، بی‌همتا
تاقدرخت کویری
هضمگوارش غذا
حزمدوراندیشی
خِضرنام یکی از پیامبران
خَزَردریای خزر
زُلالآب صاف و گوارا
ضَلالگمراهی
راضیخشنود
رازیاهل شهر ری

ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است

تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متن‌پژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.

ورود / ثبت‌نام