
درس یکم: نیکی
| کلمه | معنی |
|---|---|
| جیب | گریبان، یقه |
| چنگ | نوعی ساز که سرِ آن خمیده است و تارها دارد. |
| حمیّت | غیرت، جوانمردی، مردانگی |
| دَغَل | ناراست، حیلهگر |
| دونهمّت | کوتاههمّت، دارای طبع پست و کوتاهاندیشه |
| زَنخدان | چانه |
| شغال | جانور پستانداری است از تیرهٔ سگان که جزو رستهٔ گوشتخواران است. |
| شَل | دست و پای از کار افتاده |
| شوریدهرنگ | آشفتهحال |
| غیب | پنهان، نهان از چشم؛ عالمی که خداوند، فرشتگان و... در آن قرار دارند. |
| فروماندن | متحیّر شدن |
| قُوت | رزق روزانه، خوراک، غذا |
واژهنامه
بیت ۱
قلمرو فکری
شخصی روباه فلج و ناتوانی را دید و از لطف و آفرینش خداوند تعجب کرد. (شگفتی در کار خدا)
قلمرو ادبی
بیدستوپای: کنایه از ضعیف و ناتوان
قلمرو زبانی
فروماندن: متحیّر شدن / صُنع: آفرینش، کار، نیکویی
دستور
شکل مرتبشدهٔ بیت← یکی روباه بیدستوپایی را دید؛ در لطف و صنع خدا فروماند. یکی: نهاد / روبهی: مفعول / بیدستوپا: صفتِ روباه← روبهی بیدستوپای
بیت ۲
قلمرو فکری
[روباه شَل] زندگی را چگونه میگذراند و با این دست و پای ناتوان از کجا غذا تهیه میکند؟ (تعجب از روزیرسانی)
قلمرو ادبی
بهسر بردن: کنایه از گذراندن، سپری کردن / منظور از «بدین دست و پای»← همان «بیدستوپایی»
قلمرو زبانی
بدین: با این
دستور
که: پیوند وابستهساز / چون (= چگونه): قید / زندگانی: مفعول / میخورَد: مضارع اخباری
بیت ۳
قلمرو فکری
درویش آشفتهحال در این فکر بود که شیری در حالی که شغالی را در چنگال داشت، ظاهر شد. (ادامهٔ حیرت درویش)
قلمرو ادبی
شوریدهرنگ: کنایه از آشفتهحال و پریشان / تکرار «د» و «ش»: واجآرایی
قلمرو زبانی
در این بود: در این فکر بود / درویش← همان «یکی» در بیت اول / برآمد: ظاهر شد. / شغال: جانور پستانداری است از تیرهٔ سگان که جزوِ رستهٔ گوشتخواران است / چنگ: چنگال، پنجه، دست← از شیوهٔ قرار گرفتن واژه در جمله به معنای آن پی میبریم. / از طریق رابطهٔ «تناسب» با «شغال» میفهمیم که «شیر» در اینجا نام حیوان است، نه مایع نوشیدنی
دستور
درویشِ شوریدهرنگ: ترکیب وصفی← نهاد / که: ربط وابستهساز / شیری: نهاد
بیت ۴
قلمرو فکری
شیر، شغال بیچاره را خورد و روباه از باقیماندهٔ آن بهطور کامل خورد و سیر شد. (شیر، واسطهٔ روزیرسانی)
قلمرو ادبی
نگونبخت: کنایه از بدبخت و بیچاره / شیر، سیر: جناس ناهمسان (ناقص) / شغال، شیر، روباه: مراعات نظیر (تناسب) روباه: در این شعر، نماد انسانهای ضعیف و تنبل و متکی به دیگران / شیر: نماد انسانهای تلاشگر، بخشنده و متکی به خود
قلمرو زبانی
بماند آنچه: آنچه باقی ماند / سیر: کامل← از شیوهٔ قرار گرفتن واژه در جمله به معنای آن پی میبریم. خورد (از مصدر «خوردن»): همآوا با خُرد (کوچک، کم)
دستور
شکل مرتبشدهٔ مصراع اول← شیر، شغال نگونبخت را خورد. شغال: مفعول / نگونبخت: صفت بیانی / شیر: نهاد / روباه: نهاد / آن: متمم / سیر: قید
بیت ۵
قلمرو فکری
روز دیگر دوباره اتفاقی افتاد و خداوندِ روزیرسان غذای روزانهٔ روباه را به او داد. (روزیرسانیِ خداوند)
قلمرو زبانی
دگر روز: روزِ دیگر / باز: دوباره← از طریق کاربرد در جمله به معنای این واژه پی میبریم. منظور از روزیرسان (= روزیرساننده)← خدا / قُوت: رزق روزانه، خوراک، غذا
دستور
باز: قید / که: پیوند وابستهساز / قوت: مفعول / روز: مضافالیه / ش: مضافالیه و مرجع آن← روباه
بیت ۶
قلمرو فکری
ایمان قلبی [و یا یقیناً مشاهدات مرد] او را آگاه کرد. رفت و بر خداوند توکل کرد. (بصیرت یافتن از مشاهدات و توکل بر خدا)
قلمرو ادبی
دیده را بیننده کردن: کنایه از آگاه کردن / تکیه کردن: کنایه از اعتماد و توکل کردن / آفریننده: خداوند
قلمرو زبانی
مرد← همان «درویش شوریدهرنگ» / بیننده: بینا
دستور
نوع «را»← فکِّ اضافه (مرد را دیده)= دیدهٔ مرد را / یقین، دیدهٔ مرد را بیننده (بینا) کرد / دیده: مفعول مرد: مضافالیه / شد (= رفت)← فعل غیراِسنادی / و: ربط همپایهساز
بیت ۷
قلمرو فکری
که از این به بعد مانند مورچه در گوشهای مینشینم چراکه حتی فیلها هم با زور و قدرت، روزی بهدست نمیآورند. (گوشهنشینی و توکل)
قلمرو ادبی
در کنجی نشستن: کنایه از تلاش نکردن / مور: نماد ضعیفی و بیآزاری / پیل: نماد قدرتمندی و زورآوری / تشبیه مرد به مورچه / مور، زور: جناس ناهمسان
دستور
نشینم (= مینشینم)← مضارع اخباری / چو: مثل و مانند← حرف اضافه / مور: متمم / روزی: مفعول
بیت ۸
قلمرو فکری
مدتی در گوشهای نشست و تلاشی نکرد به این امید که خداوند روزیِ او را از غیب میفرستد. (گوشهنشینی و به انتظارِ روزی نشستن)
قلمرو ادبی
زنخدان به جیب فروبردن: کنایه از به فکر فرورفتن، [در اینجا] نشستن و کوشش نکردن / جیب، غیب: جناس ناهمسان
قلمرو زبانی
زَنخدان: چانه / جَیب: گریبان، یقه / غیب: پنهان، نهان از چشم؛ عالمی که خداوند، فرشتگان و... در آن قرار دارند. / بخشنده (= خدای بخشنده)
دستور
زنخدان: مفعول / چندی (مدتی): قید / که: پیوند وابستهساز / بخشنده: نهاد / روزی: مفعول
بیت ۹
قلمرو فکری
هیچکس از آشنا و غریبه به فکرش نبود (غمخوارش نشد) و بسیار لاغر و ضعیف شد. (بیتوجهی مردم به درویش)
قلمرو ادبی
رگ و پوست و استخوان ماندن: کنایه از شدت ضعف و لاغری / بیگانه، دوست: تضاد و مجاز از همهٔ مردم پوست، دوست: جناس ناهمسان / تشبیه درویش به چنگ / رگ، استخوان و پوست: مراعات نظیر (تناسب)
قلمرو زبانی
بیگانه: غریبه، ناآشنا / تیمار: اندوه، غم، تیمار خوردن: غمخواری کردن، دلسوزی کردن / چنگ: نوعی ساز که سر آن خمیده است و تارها دارد← از شیوهٔ قرار گرفتن واژه در جمله به معنای «چنگ» پی میبریم
دستور
حذف به قرینهٔ لفظی در پایان مصراع اول: نه دوست [تیمار خوردش] / نقش «ش» در «خوردش»: مضافالیهِ تیمار (تیمارش را خورد) / مرجع «ش» در خوردش و چنگش← مرد درویش / چنگ: متمم
بیت ۱۰
قلمرو فکری
وقتی از شدت ضعف و ناتوانی، صبر و هوشی برایش باقی نماند، ندایی از عالَم غیب به گوشش رسید: (ضعف و ناتوانی)
قلمرو ادبی
هوش و گوش: جناس ناهمسان (ناقص) / تکرار «ش»: واجآرایی
قلمرو زبانی
ضعیفی: ناتوانی، سستی / محراب (قبلهگاه): همآوا با مهراب (نام شخص)
دستور
چو: وقتی که: پیوند وابستهساز / صبر: نهاد / «ش» در «صبرش»: متمم (برای او صبر نماند) / «ش» در «محرابش»: مضافالیه برای گوش (= به گوشِ او آمد) / مرجع «ش» (هردو)← درویش شوریدهرنگ
بیت ۱۱
قلمرو فکری
ای حیلهگر، برو مانند شیر درنده باش و خودت تلاش کن و مانند روباه شَل خود را از کار و حرکت نینداز. (به خود متکی بودن / پرهیز از تنبلی)
قلمرو ادبی
خود را انداختن: کنایه از خود را ناتوان و درمانده نشان دادن / مانند کردن تو (درویش) به شیر درنده و روباه شل: تشبیه
قلمرو زبانی
دَغَل: ناراست، حیلهگر / منظور از دغل← درویش (= «مرد» در بیت ۶ و «یکی» در بیت ۱) شَل: دست و پای از کار افتاده / مـ + انداز = مینداز (درست)، میانداز (نادرست)
دستور
بیت: چهار جمله / شیر: مسند / باش: فعل اسنادی / دغل: منادا / شیر درنده و روباه شَل: ترکیب وصفی
بیت ۱۲
قلمرو فکری
آنچنان تلاش کن که مانند شیر، چیزی از تو برای دیگران باقی بماند؛ نه اینکه مانند روباه از باقیماندهٔ غذای دیگران سیر شوی. (توصیه به کار و کمک به دیگران / نکوهش تنبلی و نیازمندی)
قلمرو ادبی
تشبیه درویش به شیر و روباه: / شیر و سیر: جناس ناهمسان (ناقص) / چه باشی؟: نباید باشی، نباش (استفهام انکاری)
قلمرو زبانی
وامانده: پسمانده، باقیمانده
دستور
چنان: قید / تو: متمم / ماند: بمانَد، باقی بماند (مضارع التزامی) چو: حرف اضافه / شیر و روبه: متمم / باشی: فعل اسنادی / وامانده: متمم / سیر: مسند
بیت ۱۳
قلمرو فکری
تا میتوانی از تلاش و توانایی خودت استفاده کن زیرا نتیجهٔ کوشش تو به خودت برمیگردد. (به خود متکی بودن)
قلمرو ادبی
بخور: بهرهبرداری و استفاده کن / بازو: مجاز از توانایی و قدرت / سعی در ترازوی خویش بودن: کنایه از نتیجهٔ کار و تلاش به خود برگشتن / اشاره به آیهٔ «وَ أَن لَیسَ لِلأِنسانِ اِلّا ما سَعی» (و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست): تلمیح
قلمرو زبانی
تا: تا زمانی که / که: زیرا که / خویش (خود): همآوا با خیش (گاوآهن)
دستور
توانی (= میتوانی)← مضارع اخباری / «تا» و «که»← پیوند وابستهساز / سعی: نهاد / ت: مضافالیه (سعیِ تو)
بیت ۱۴
قلمرو فکری
ای جوان! به انسانهای ضعیف کمک کن و خود را به ناتوانی نزن که از دیگران کمک بخواهی. (یاریِ ضعیفان / دوری از تنبلی)
قلمرو ادبی
دست کسی را گرفتن: کنایه از کمک کردن / خود را افکندن: کنایه از خود را درمانده و ناتوان نشان دادن پیر، جوان: تضاد
قلمرو زبانی
درویش (در اینجا): نیازمند، فقیر [منظور، درویش شوریدهرنگ نیست!] / بـ + افکن= بیفکن (درست)، بیافکن: (نادرست)
دستور
دست (هر دو مصراع): مفعول / «م» در دستم: مضافالیه / درویش: مضافالیه / پیر: صفت
بیت ۱۵
قلمرو فکری
عفو و بخشش خداوند شامل حال آن بندهای میشود که مردم از اَعمال و رفتار او در آسایش باشند. (آزار نرساندن به دیگران)
دستور
نوع «را»: فکّ اضافه (بخشایشِ خدا بر آن بنده است) / بخشایش: نهاد / خدا: مضافالیه / بنده: متمم / خلق: نهاد / ش: مضافالیه و مرجع آن← بنده
بیت ۱۶
قلمرو فکری
انسان عاقل بخشش میکند در حالیکه انسانهای پست و خسیس [که بخشنده نیستند] بیعقل و نادان هستند و فقط ظاهری انسانی دارند. (بخشندگی← نشانهٔ خردمندی / پستی و خسیس بودن← نشانهٔ بیعقلی)
قلمرو ادبی
سر: مجاز از انسان (وجود) / مغز: مجاز از عقل و خرد / مغز در سر داشتن: کنایه از عاقل و خردمند بودن / بیمغز بودن: کنایه از نادانی و بیخردی / پوست: مجاز از ظاهر و صورت / سر و در ـ اوست و پوست: جناس ناهمسان (ناقص)
قلمرو زبانی
دونهمّت: کوتاههمّت، دارای طبع پست و کوتاهاندیشه
دستور
مغزی: نهاد / او: متمم و مرجع آن← آن سر / است← وجود دارد (غیراسنادی) / که: پیوند وابستهساز دونهمتان: نهاد / ند: هستند
بیت ۱۷
قلمرو فکری
کسی در دنیا و آخرت نیکی میبیند که به مردم خوبی کند. (نیکی کردن به مردم← موجب رستگاری)
قلمرو ادبی
سرای: استعاره از دنیا / دو سرای: استعاره از دنیا و آخرت
دستور
نیک و نیکی: مفعول / سرای: متمم / بیند (= میبیند)← مضارع اخباری / رساند (= برساند)← مضارع التزامی
قلمرو زبانی
1-معنای واژههای مشخّصشده را بنویسید.
- الف)معیار دوستانِ دغل روز حاجت است / قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب (صائب)
معنی: ملاک شناسایی دوستان حیلهگر زمانی است که نیازمند باشی؛ برای آزمایش و تجربه، یک بار از دوستانت چیزی قرض بخواه! / قَرْض: وام، بدهی [غَرَض: قصد، هدف] / طلب (بطلب): بخواه (فعل امر) / معیار: نهاد / روز: مسند / قرضی: مفعول
- ب)صورتِ بیصورتِ بیحدّ غیب / زآینهٔ دل تافت بر موسی ز جیب (مولوی)
معنی: جمال بدون ظاهر و بیانتهای خداوند از دل صاف حضرت موسی بر گریبان او تابید. (ارزشمندی دل) / صورت: چهره، روی [سَورت: شدت، تندی] / مصراع اول: نهاد / تافت: ماضی ساده
- ج)فخری که از وسیلت دونهمّتی رسد / گر نام و ننگ داری، از آن فخر، عار دار (اوحدی)
معنی: افتخاری که با پستی و فرومایگی بهدست بیاید، اگر آبرو برایت مهم است، آن افتخار را ننگ و بیآبرویی بدان. / فخر: افتخار / ننگ و عار: ترادف / عار (ننگ، عیب): همآوا با آر (از مصدر آوردن) / گر: پیوند وابستهساز
2-برای کاربرد هریک از موارد زیر، نمونهای در متن درس بیابید. پیوندهای همپایهساز: پیوندهای وابستهساز:
نکته← پرکاربردترین پیوندهای وابستهساز: اگر، گر، که، تا (به معنی زیرا که، وقتی که)، زیرا، چون (به معنی وقتی، زیرا)، وقتی که، چونکه، بهطوریکه پرکاربردترین پیوندهای همپایهساز: و، اما، ولی، ولیکن، لکن، یا
3-معانی فعل «شد» را در سرودهٔ زیر بررسی کنید.
- الف)گریهٔ شام و سحر، شُکر که ضایع نگشت / قطرهٔ باران ما گوهر یکدانه شد
معنی: خدا را شکر میکنم که گریههای شبانهروزی هدر نرفت و اشک ما به مروارید گرانبها تبدیل شد و نتیجه داد. / گریه و قطره: نهاد / ضایع و گوهر: مسند / شکر [میکنم]: حذف به قرینهٔ معنایی / نگشت (= نشد): فعل اسنادی
- ب)منزل حافظ کنون بارگه پادشاست / دل برِ دلدار رفت، جان برِ جانانه شد (حافظ)
معنی: اکنون منزل حافظ همانند قصر پادشاه است و دل و جانم نزد معشوق رفت. (رسیدن به وصال یار) / بَرِ: نزدِ / کنون: قید / بارگه: مسند / منزل و دل و جان: نهاد
4-معانی واژهها معنای برخی واژهها تنها در جمله یا زنجیرهٔ سخن قابل درک است. با استفاده از شیوههای زیر، به معنای هریک از واژههای مشخّصشده، دقیقتر میتوان پی برد:
- الف)قرار گرفتن واژه در جمله: ماه، طولانی بود. ماه، تابناک بود.
- ب)توجّه به رابطههای معنایی (ترادف، تضاد، تضمّن و تناسب): سیر و بیزار: ترادف سیر و گرسنه: تضاد سیر و پیاز: تناسب سیر و گیاه: تضمّن اکنون برای دریافت معانی واژههای «دست» و «تند» با استفاده از دو روش بالا، نمونههای مناسب بنویسید.
قلمرو ادبی
1-از متن درس، دو کنایه بیابید و مفهوم آنها را بنویسید.
2-در بیت زیر، شاعر چگونه آرایهٔ جناس همسان (تام) را پدید آوردهاست؟ با زمانی دیگر انداز ای که پندم میدهی / کاین زمانم گوش بر چنگ است و دل در چنگ نیست (سعدی)
توضیح: ای کسیکه به من پند میدهی، پند دادن را به وقت دیگری بینداز زیرا اکنون به صدای ساز چنگ گوش میکنم و از خود بیخود شدهام. / دل در چنگ نیست: کنایه از بیاختیار بودن، تمرکز نداشتن / است و نیست: تضاد
3-ارکان تشبیه را در مصراع دوم بیت دوازدهم مشخّص کنید. چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر / چه باشی چو روبه به وامانده، سیر؟
4-در این سروده، «شیر» و «روباه» نماد چه کسانی هستند؟
قلمرو فکری
1-معنی و مفهوم بیت شانزدهم را به نثر روان بنویسید. کرَم ورزد آن سر که مغزی در اوست / که دونهمّتانند بیمغز و پوست
2-درک و دریافت خود را از بیت زیر بنویسید. یقین، مرد را دیده، بیننده کرد / شد و تکیه بر آفریننده کرد
3-برای مفهوم هریک از سرودههای زیر، بیتی مناسب از متن درس بیابید.
- الف)رزق هرچند بیگمان برسد / شرط عقل است جُستن از درها (سعدی)
معنی: اگرچه رزق و روزی یقیناً میرسد اما شرط عقل این است که انسان برای بهدست آوردن آن تلاش کند. (تلاش برای کسب روزی) از درها جُستن: کنایه از تلاش کردن
- ب)سحر دیدم درخت ارغوانی / کشیده سر به بام خستهجانی به گوش ارغوان آهسته گفتم: / بهارت خوش که فکر دیگرانی (فریدون مشیری)
معنی دو بیت: هنگام صبح دیدم که درخت ارغوانی شاخههای خود را بر بام خانهٔ ناتوانی رساندهاست؛ آهسته به او گفتم: سرسبز و شاد باشی که به فکر مردم هستی. / ارغوان (در اینجا): نماد انسانهای یاریرسان / سرکشیدن: کنایه از بالا رفتن / خسته جان: کنایه از ناتوان و غمگین
- ج)چه در کار و چه در کار آزمودن / نباید جز به خود، محتاج بودن (پروین اعتصامی)
معنی: چه در انجام کار و چه زمان تمرین و یاد گرفتن، فقط باید به خودت محتاج و متکی باشی. (اتکا به خود)
4-دربارهٔ ارتباط معنایی متن درس و مَثَل «از تو حرکت، از خدا برکت» توضیح دهید.
کارگاه متنپژوهی

گنج حکمت: همت
بهارستان، جامی
موری را دیدند که به زورمندی کمر بسته و ملخی را ده برابرِ خود برداشته. به تعجب گفتند: «این مور را ببینید که [بار] به این گرانی چون میکشد؟»
قلمرو فکری
مورچهای را دیدند که آمادهٔ قدرتنمایی شده و ملخی را که ده برابرِ خود وزن داشت، برداشته بود. با تعجب گفتند: این مورچه را ببینید که بار به این سنگینی را چگونه حمل میکند؟
قلمرو ادبی
کمربستن: کنایه از آماده شدن برای انجام کار
قلمرو زبانی
گرانی: سنگینی
مور چون این بشنید، بخندید و گفت: «مردان، بار را به نیروی همّت و بازوی حمیّت کشند، نه به قوّت تن.»
قلمرو فکری
مورچه وقتی این سخن را شنید، خندید و گفت: انسانهای بزرگ، بار را با قدرت اراده و نیروی جوانمردی خود حمل میکنند نه با قدرت بدنی.
قلمرو ادبی
مردان: مجاز از انسانهای بزرگ / مور: نماد انسانهای باغیرت، بااراده، تلاشگر و زحمتکش
قلمرو زبانی
همت: اراده، عزم / حمیّت: غیرت، جوانمردی، مردانگی / قوت تن: قدرت بدنی مفهوم حکایت: برتری اراده و غیرت بر نیروی جسمانی
لطف و صنع ـ قوت و غذا ـ زنخدان و چانه ـ جیب و یقه ـ طبْع و سرشت ـ دغل و ناراست ـ ضایع و تباه ـ محراب و عبادتگاه ـ خود را مینداز و میفکن ـ تیمار و مراقبت ـ ترازوی خویش ـ دونهمت و دارای طبع پست ـ نیروی همت ـ بازوی حمیّت و غیرت ـ قرض و وام ـ روز حاجت ـ صورت بیصورت ـ ننگ و عار ـ درخت ارغوان ـ قوّت تن
گروههای مهمّ املایی
قلمرو زبانی
1-معادل معنایی واژههای «اراده، نهان، کوتاهاندیشه، ناراست» را در گزینههای زیر بیابید.
- الف)که بخشنده، روزی فرستد ز غیب
- ب)که دونهمّتانند بیمغز و پوست
- ج)برو شیر درّنده باش، ای دَغَل
- د)مردان، بار را به نیروی همّت و بازوی حمیّت کشند
2-یک واژه در بیت «الف» با یک واژه در بیت «ب» رابطهٔ معنایی ترادف دارد. آنها را بنویسید.
- الف)دگر روز باز اتّفاق اوفتاد / که روزیرسان قوت روزش بداد
- ب)کزین پس به کنجی نشینم چو مور / که روزی نخوردند پیلان به زور
3-املای درست را از داخل کمانک انتخاب کنید.
- الف)ز دیوار (محرابش / مهرابش) آمد به گوش
- ب)(غرضی / قرضی) به رسم تجربه از دوستان طلب
- ج)نه خود را (بیفکن / بیافکن) که دستم بگیر
- د)گر نام و ننگ داری، از آن فخر، (آر / عار) دار
4-املای درست را از داخل کمانک انتخاب کنید.
- الف)بخور تا توانی به بازوی (خیش / خویش)
- ب)نه بیگانه تیمار (خُردش / خوردش) نه دوست
- ج)مردان، بار را به نیروی همّت و بازوی (حمیّت / همیّت) کشند.
- د)(مینداز / میانداز) خود را چو روباه شل
5-از میان گروههای زیر، املای سه واژه نادرست است؛ شکل درست آنها را بنویسید. صنع و آفرینش ـ ظایع و تباه ـ قوت و رزق روزانه ـ غیب و نهان ـ ذنخدان و چانه ـ دقل و حیلهگر ـ صورتِ بیصورت
دستور
6-کاربرد «را» در مصراع «خدا را بر آن بنده بخشایش است» با کدام گزینه یکسان است؟
- الف)شغال نگونبخت را شیر خورد
- ب)یقین، مرد را دیده، بیننده کرد
- ج)نه خود را بیفکن که دستم بگیر
- د)مینداز خود را چو روباه شل
7-واژهٔ مشخصشده در بیت «زَنَخدان فروبرد چندی به جَیب / که بخشنده، روزی فرستد ز غیب» با کدام واژه در بیت زیر نقش دستوری یکسان دارد؟ «دگر روز باز اتّفاق اوفتاد که روزیرسان قوت روزش بداد»
8-ضمیر متصل «ش» با کدام واژه در همین بیت نقش دستوری یکسان دارد؟ «خدا را بر آن بنده بخشایش است که خلق از وجودش در آسایش است»
9-در بیت «بگیر ای جوان دست درویش پیر / نه خود را بیفکن که دستم بگیر»:
- الف)چند مفعول وجود دارد؟
- ب)یک پیوند وابستهساز بیابید.
10-معنی «چو» در کدام مصراع متفاوت است؟
- الف)چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر
- ب)چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش
- ج)مینداز خود را چو روباه شل
- د)چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست
11-درستی و نادرستی عبارت زیر را مشخص کنید. (نهایی خرداد ۱۴۰۳) در بیت «نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست / چو چنگش، رگ و استخوان ماند و پوست» میتوان از شیوهٔ قرار گرفتن واژه در جمله به معنای کلمهٔ «چنگ» پی برد. (درست / نادرست)
12-رابطهٔ معنایی «تضمن» را در بیت زیر مشخص کنید. «کَرَم ورزد آن سر، که مغزی در اوست که دونهمّتانند بیمغز و پوست»
قلمرو ادبی
13-در بیت زیر، شاعر با توجه به واژهٔ «چنگ»، چه آرایهای پدید آوردهاست؟ (نهایی تیر ۱۴۰۵) با زمانی دیگر انداز ای که پندم میدهی کاین زمانم گوش بر چنگ است و دل در چنگ نیست
14-در بیت «شغال نگونبخت را شیر خورد / بماند آنچه روباه از آن سیر خورد»، واژههای قافیه سبب خلق چه آرایهٔ ادبی شدهاند؟ (نهایی خرداد ۱۴۰۴)
15-در عبارت و بیت زیر، مور نماد چه کسانی است؟
- الف)موری را دیدند که به زورمندی کمر بسته و ملخی را ده برابرِ خود برداشته.
- ب)کزین پس به کنجی نشینم چو مور که روزی نخوردند پیلان به زور
قلمرو فکری
16-برای واژهٔ مشخصشده در بیت «خدا را بر آن بنده بخشایش است / که خلق از وجودش در آسایش است» یک برابر مفهومی در ابیات زیر بیابید.
- الف)به نام چاشنیبخشِ زبانها / حلاوتسنج معنی در بیانها
- ب)دگر روز باز اتّفاق اوفتاد / که روزیرسان قوت روزش بداد
- ج)زَنَخدان فروبرد چندی به جَیب / که بخشنده، روزی فرستد ز غیب
17-مفهوم کدامیک از ابیات زیر متفاوت است؟
- الف)یقین، مرد را دیده، بیننده کرد / شد و تکیه بر آفریننده کرد
- ب)کزین پس به کنجی نشینم چو مور / که روزی نخوردند پیلان به زور
- ج)نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست / چو چنگش، رگ و استخوان ماند و پوست
- د)زَنَخدان فروبرد چندی به جَیب / که بخشنده، روزی فرستد ز غیب
18-در کدام بیت مفهوم «مقدّر بودنِ روزی» وجود دارد؟
- الف)برو شیر درّنده باش، ای دَغَل / مَیَنداز خود را چو روباهِ شَل
- ب)زَنَخدان فروبرد چندی به جَیب / که بخشنده، روزی فرستد ز غیب
- ج)بخور تا توانی به بازوی خویش / که سَعیَت بود در ترازوی خویش
- د)خدا را بر آن بنده بخشایش است / که خلق از وجودش در آسایش است
19-در بیت زیر، شاعر «بخشندگی» را حاصل چه میداند؟ «کَرَم ورزد آن سر، که مغزی در اوست که دونهمّتانند بیمغز و پوست»
- الف)ثروتمندی
- ب)مهربانی و عاطفه
- ج)خردمندی
- د)دوری از دونهمتان
20-بیت «رزق هرچند بیگمان برسد / شرط عقل است جستن از درها» توصیه به توکل است یا تلاش و یا کاهلی؟