
درس یازدهم: خاک آزادگان
قالب: غزلمحتوا: سازشناپذیری و ایستادگی دربرابر دشمن، عشق به وطنشاعر: سپیده کاشانی (سُرور اعظم باکوچی)
| کلمه | معنی |
|---|---|
| آرمان | آرزو، عقیده |
| اُسرا | ج اسیر، گرفتاران، دستگیرشدگان |
| اُسطوره | سخنان یا اشخاص و آثاری که مربوط به موجودات یا رویدادهای فوقطبیعی روزگار باستان است و ریشه در باورها و اعتقادات مردم روزگار کهن دارد. |
| بعث | حزبی سیاسی که صدّام حسین، رئیسجمهور پیشین عراق، رهبری آن را برعهده داشت. |
| بناتُالخمینی | دختران امام خمینی (قُدِّسَ سِرُّهُ) |
| تاوان | زیان یا آسیبی که شخص به خاطر خطاکاری، بیتوجّهی یا آسیب رساندن به دیگران ببیند. |
| تجلّی | جلوهگری، پدیدار شدن چیزی درخشان مانند نور، روشنی |
| تقریظ | مطلبی ستایشآمیز دربارهٔ کتاب، نوشته و مانند آنها. |
| تکریم | بزرگداشت، گرامیداشت |
| توسن | اسب سرکش، متضاد رام |
| توش | توشه و اندوخته، توانایی تحمّل سنگینی یا فشار |
| جسارت | دلیری، بیباکی و گستاخی |
| خصم | دشمن |
| زَبرَ | بالا، فوق، مقابلِ زیر |
| طاقتفرسا | خستهکننده |
| کَرکَس | پرندهای از ردهٔ لاشخورها |
| کِفاف | به اندازه کافی، آن اندازه روزی که انسان را بس باشد. |
| گلشن | گلستان، گلزار |
| مَدفَن | جای دفن، گور |
| مصلحت | آنچه که سبب خیر و صلاح انسان باشد. |
| مَعلول | کسی که عضو یا اندامهایی از بدنش آسیب دیده است. |
| معیار | مقیاس، اندازه |
| مگسل | جدا مشو، رها مکن |
| ملاک | اصل هر چیز، معیار، ابزار سنجش |
| مَهیب | ترسناک، ترسآور، هولناک |
| وِقاحت | بیشرمی، بیحیایی |
| هیئت | گروه، دسته، انجمن |
واژهنامه
بیت ۱
به خون، گر کشی خاک من، دشمن منبجوشد گل اندر گل از گلشن من

روانخوانی: شیرزنان ایرانی
شاعر: من زندهام، معصومه آباد
ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است
تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متنپژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.
ورود / ثبتنام