ستایش: به نام کردگار

ستایش: به نام کردگار

قالب: مثنویمحتوا: حمد و ستایش خداوند، توصیف پدیده‌های گوناگون آفرینش (انسان و طبیعت)شاعر: الهی‌نامه، عطار نیشابوری
کلمهمعنی
افلاکجِ فلک، آسمان‌ها
رزّاقروزی‌دهنده
زهیهنگام اظهار خشنودی یا شگفتی از چیزی یا تشویق و تحسین کسی گفته می‌شود. خوشا، آفرین، شگفتا
فروغروشنایی، پرتو
فضللطف، توجّه، رحمت، احسان که از خداوند می‌رسد.
کامدهان

واژه‌نامه

بیت ۱

به نام کردگار هفت افلاککه پیدا کرد آدم از کفی خاک

قلمرو فکری

به نام آفرینندهٔ جهان هستی سخنم را آغاز می‌کنم؛ [کسی] که انسان را از مشتی خاک آفرید. (خالقیّت خداوند / آفرینش انسان از خاک)

قلمرو ادبی

هفت افلاک: مجاز از جهان هستی / کف: مجاز از مشت (مقدار کم) / افلاک و خاک: قافیه

قلمرو زبانی

کردگار:‌ آفریننده، خالق / * افلاک: جمعِ فلک، آسمان‌ها / هفت افلاک: هفت آسمان؛ به عقیدهٔ گذشتگان، آسمان از هفت طبقه تشکیل شده‌است و نام هریک از این طبقه‌ها به‌صورت زیر بوده‌است: ۱- ماه ۲- عطارد ۳- زُهره ۴- خورشید ۵- مریخ ۶- مشتری ۷- زُحل / پیدا کرد: خلق کرد، آفرید / حذف فعل «آغاز می‌کنم» به قرینهٔ معنایی

بیت ۲

الهی، فضل خود را یار ما کنز رحمت، یک نظر در کار ما کن

قلمرو فکری

خدایا، بخشش خود را با ما همراه کن و از روی لطف و مهربانی به ما توجهی کن. (طلب لطف و عنایت از خداوند)

قلمرو ادبی

نظر در کارِ کسی کردن: کنایه از توجه و عنایت کردن به او / یار و کار: قافیه / ما کن: ردیف

قلمرو زبانی

الهی: خداوندا، خدای من← منادا / * فضل: لطف، توجه، رحمت، احسان که از خداوند می‌رسد.

بیت ۳

تویی رزّاق هر پیدا و پنهانتویی خلّاق هر دانا و نادان

قلمرو فکری

تو روزی‌دهندهٔ همهٔ پدیده‌های آشکار و پنهان و آفرینندهٔ همهٔ مخلوقات هستی. (رزاق و آفریننده بودنِ خدا)

قلمرو ادبی

پیدا و پنهان: تضاد و مجاز تمام موجودات / دانا و نادان: تضاد و مجاز از همهٔ مخلوقات (انسان‌ها و موجودات بی‌بهره از درک و شعور)

قلمرو زبانی

* رزاق: روزی‌دهنده / پیدا: آشکار / خلّاق: آفریننده / تویی = تو هستی / تو (هردو): نهاد / رزاق و خلاق: مسند

دستور

ترتیب اجزای جمله← تو رزّاقِ هر پیدا و پنهان هستی. تو خلّاقِ هر دانا و نادان هستی.

بیت ۴

زهی گویا ز تو، کام و زبانمتویی هم آشکارا، هم نهانم

قلمرو فکری

چه خوش است که دهان و زبانم از لطف تو گویا (سخنگو) شده‌است. تو همهٔ ظاهر و باطن وجودم هستی. (همه چیزِ انسان از خدا)

قلمرو زبانی

* زهی: هنگام اظهار خشنودی یا شگفتی از چیزی یا تشویق و تحسین کسی گفته می‌شود. خوشا، آفرین، شگفتا / گویا: گوینده، سخنگو / * کام: دهان / حذف فعلِ «است» به قرینهٔ معنایی: از تو گویا [است] / گویا: مسند

دستور

ترتیب اجزای جمله← زهی کام و زبانم از تو گویا [است]. تو، هم آشکارا، هم نهانم هستی.

بیت ۵

چو در وقت بهار آیی پدیدارحقیقت، پرده برداری ز رخسار

قلمرو فکری

وقتی که در فصل بهار ظاهر می‌شوی، حقیقتاً چهرهٔ خود را آشکار می‌کنی. (اوج جلوهٔ خدا در فصل بهار)

قلمرو ادبی

پرده برداشتن از چیزی: کنایه از آشکار کردن آن

قلمرو زبانی

چو: وقتی‌که/ حقیقت: حقیقتاً، به‌راستی (قید)/ رخسار: چهره/ آیی: شوی، می‌شوی← فعل اِسنادی/ پدیدار: مسند

بیت ۶

فروغ رویت اندازی سوی خاکعجایب نقش‌ها سازی سوی خاک

قلمرو فکری

روشنایی چهره‌ات را بر روی زمین می‌اندازی و تصویرهای شگفت‌انگیزی (گُل‌ها و گیاهان) در زمین به وجود می‌آوری. (پرتو جمال الهی باعث زیبایی آفرینش)

قلمرو ادبی

خاک: مجاز از زمین / نقش‌ها: تصویرها، استعاره از گل‌ها و گیاهان / اندازی و سازی: قافیه / سوی خاک: ردیف

قلمرو زبانی

* فروغ: روشنایی، پرتو / مرجع «ت»←خداوند / عجایب نقش‌ها: نقش‌های عجیب / سازی = می‌سازی

دستور

ترتیب اجزای جمله← فروغ رویت [را] سوی خاک اندازی [می‌اندازی]. عجایب نقش‌ها [را] سوی خاک سازی. / فروغ: مفعول

بیت ۷

گل از شوق تو خندان در بهار استاز آنش رنگ‌های بی‌شمار است

قلمرو فکری

گل از اشتیاق تو در بهار شکوفا می‌شود به همین دلیل رنگ‌های فراوان دارد. (شوق الهی سبب زیبایی پدیده‌ها)

قلمرو ادبی

خندان بودن گل: تشخیص و کنایه از شکفته شدن / علّت شکوفا شدن گل‌ها و رنگارنگیِ آن‌ها شوق و اشتیاقی است که به خداوند دارند← این یک علّت ادبی و شاعرانه است← آرایهٔ حُسنِ تعلیل (در درس ۳ خواهید خواند)

قلمرو زبانی

از آن←به آن علّت / «ش»← ۱ـ رنگ‌هایش بی‌شمار است ۲ـ برایش رنگ‌های بی‌شمار وجود دارد / مرجع ضمیر «ش»←گُل / گل: نهاد

بیت ۸

هر آن وصفی که گویم، بیش از آنییقین دانم که بی‌شک، جانِ جانی

قلمرو فکری

هرگونه که تو را توصیف کنم، تو برتر از آن هستی و مطمئنم که بی‌تردید تو اصل روح و وجود هستی. (وصفناپذیریِ خدا)

قلمرو زبانی

بیش از آن←بیشتر و برتر از آن [توصیف]/ «ی» در آنی و جانی= هستی / جانِ جان: جوهره و اصل هر چیز، آنچه به روح حیات می‌بخشد.

بیت ۹

نمی‌دانم، نمی‌دانم، الهیتو دانی و تو دانی، آنچه خواهی

قلمرو فکری

خدایا، من چیزی نمی‌دانم و تو هر آنچه را بخواهی، می‌دانی. (نادانی انسان در برابر خدا / داناییِ مطلقِ خدا)

قلمرو زبانی

بیت‌: شش جمله / دانی = می‌دانی / الهی: منادا

هفت افلاک ـ فضل و رحمت ـ نظر و نگاه ـ رزّاق و خلّاق ـ زهی و آفرین ـ خلاق و آفریننده ـ رخسار و چهره ـ فروغ و پرتو ـ عجایب نقش‌ها ـ از آنش ـ آنچه خواهی

گروه‌های مهم املایی

ذ، ز، ض، ظث، س، صء، عت، طح، هغ، ق
نفوذ، رزاق، فضل، نظرنثر، رخسار، وصفآغوش، عجایبوقت، قطرهحقارت، زهیغلغله، لیاقت

نکته ۱: در زبان فارسی کلمه‌ای اهمّیت املایی بیشتری دارد که یک یا چند حرف از حروف شش‌گانهٔ زیر در آن باشد:

درستنادرست
بـ + افکن ←بیفکنبیافکن
نـ + افتد ←نیفتدنیافتد
مـ + انداز ←میندازمیانداز
مـ + آزار ←میازارمآزار

نکته ۲: فعل‌هایی که با «همزه» آغاز می‌شوند، اگر «بِـ، نـَ، مـ» بگیرند← همزه به «یـ» تبدیل می‌شود:

درستنادرست
بنده + ان ←بندگانبنده‌گان
گرسنه + ان ←گرسنگانگرسنه‌گان
سازنده + ی ←سازندگیسازنده‌گی
تشنه + ی ←تشنگیتشنه‌گی

نکته ۳: کلمه‌ای که پایان آن «ه» غیرملفوظ باشد، اگر «ان» یا «ی» بگیرد← «ه» به «گ» تبدیل می‌شود:

قلمرو زبانی

1-معادل معنایی واژه‌های «پرتو، لطف، خوشا، آسمان‌ها» را در مصراع‌های زیر بیابید.

  1. الف)الهی، فضل خود را یار ما کن
  2. ب)زهی گویا ز تو کام و زبانم
  3. ج)به نام کردگار هفت افلاک
  4. د)فروغ رویت اندازی سوی خاک

2-املای درست را از داخل کمانک انتخاب کنید.

  1. الف)(ذهی / زهی) گویا ز تو، کام و زبانم
  2. ب)تویی (رزاق / رذاق) هر پیدا و پنهان
  3. ج)ز رحمت، یک (نظر / نذر) در کار ما کن
  4. د)تو دانی و تو دانی، آنچه (خاهی / خواهی)

قلمرو فکری

3-در کدام بیت صفتی متناسب با مفهوم «به نام کردگار هفت افلاک / که پیدا کرد آدم از کفی خاک» به‌کار رفته‌است؟ آن را مشخص کنید.

  1. الف)الهی، فضل خود را یار ما کن ز رحمت، یک نظر در کار ما کن
  2. ب)تویی رزاق هر پیدا و پنهان تویی خلّاق هر دانا و نادان

4-در بیت «گل از شوق تو خندان در بهار است / از آنش رنگ‌های بی‌شمار است» کدام واژه «بیان علّت» است؟

5-مفهوم درست هر بیت را از داخل کمانک انتخاب کنید.

  1. الف)چو در وقت بهار آیی پدیدار / حقیقت، پرده برداری ز رخسار (توصیف بهار / تجلی خداوند)
  2. ب)فروغ رویت اندازی سوی خاک / عجایب نقش‌ها سازی سوی خاک (تجلی جمال الهی / طلوع آفتاب)

سؤالات امتحانی

درس بعدیدرس یکم: چشمه