
درس چهاردهم: خندهٔ تو
شاعر: هوا را از من بگیر، خندهات را نه! پابلو نرودا
| کلمه | معنی |
|---|---|
| آخته | بیرونکشیده، برکشیده |
| دستاورد | نتیجه، پیامد، حاصل آنچه با تلاش بهدست آید. |
| ذیحیات | دارای حیات، زنده، جاندار |
| سرحد | مرز، کرانه |
| غایی | منسوب به غایت، نهایی |
واژهنامه
نان را از من بگیر، اگر میخواهی، هوا را از من بگیر، اما خندهات را نه

گنج حکمت: مسافر
شاعر: یوهان کریستف فریدریش شیللر

نیایش: لطف تو
شاعر: وحشی بافقی
| کلمه | معنی |
|---|---|
| افسرده | بیبهره از معنویت، بیذوق و حال |
| جبین | پیشانی |
| روایی | ارزش، اعتبار |
واژهنامه
ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است
تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متنپژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.
ورود / ثبتنام