
درس سوم: کلاس نقاشی
شاعر: اتاق آبی، سهراب سپهری
| کلمه | معنی |
|---|---|
| اِسلیمی | تغییرشکلیافتهٔ کلمهٔ اسلامی، طرحهایی مرکّب از پیچوخمهای متعدّد که شبیه عناصر طبیعت هستند. |
| آخُره | چنبرهٔ گردن، قوس زیر گردن |
| بیرنگ | نمونه و طرحی که نقّاش بهصورت کمرنگ یا نقطهچین بر کاغذ میآورد و سپس آن را کامل رنگآمیزی میکند، طرح اوّلیه |
| تعلّق | دلبستگی |
| خَلَفِ صِدق | جانشین راستین |
| رعنا | خوشقدوقامت، زیبا |
| رندانه | زیرکانه |
| غارِب | میان دو کتف |
| کُلّه | برآمدگی پشت پای کمر |
| گَرتهبرداری | طرّاحی چیزی به کمک گَرده یا خاکهٔ زنگ یا زغال؛ نسخهبرداری از روی یک تصویر یا طرح |
| گُرده | پشت، بالای کمر |
| مَخمَصه | بدبختی و غم بزرگ، تنگنا، این واژه به معنی گرفتاری متداول شده است. |
| مربی | پرورشدهنده، تربیتکننده |
| مُشَوّش | آشفته و پریشان |
| وَقَب | هر فرورفتگی اندام چون گودی چشم |
واژهنامه
زنگ نقاشی، دلخواه و روان بود. خشکی نداشت. بهجِد گرفته نمیشد. خنده در آن روا بود.
گنج حکمت: روزیدِه و روزی
شاعر: گلستان، سعدی
ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است
تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متنپژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.
ورود / ثبتنام