
درس نهم: دریادلان صفشکن
شاعر: مرتضی آوینی، به نقل از مجلّهٔ ادبیات داستان
| کلمه | معنی |
|---|---|
| اُسوه | پیشوا، سرمشق، نمونهٔ پیروی |
| پدرام | آراسته، نیکو، شاد |
| تجلّی | آشکار شدن، جلوه کردن |
| تکلّف | رنج بر خود نهادن، خودنمایی و تجمّل؛ بیتکلف: بیریا، صمیمی |
| جُنود | ج جُند، سربازان، لشکریان، سپاهیان |
| حنین | نام نبردی است در منطقهٔ حنین (بین مکّه و طائف) که میان مسلمانان و کافران پس از فتح مکّه روی داد. |
| خطّه | سرزمین |
| خور | زمین پست، شاخهای از دریا مانند خور موسی و خور میناب |
| خیره | متحیّر، سرگشته |
| راستوریس کردن | آماده و مهیّا کردن |
| رُعب | ترس، دلهره، هراس |
| سردمدار | سردسته، رئیس |
| سکّان | ابزاری در دنبالهٔ کشتی برای حرکت دادن کشتی از سمتی به سمت دیگر |
| سوله | ساختمان فلزی با سقف بلند که بیشتر بهعنوان انبار و کارگاه از آن استفاده میشود. |
| غَنا | توانگری، بینیازی |
| فوج | گروه، دسته |
| فوج فوج | گروهگروه |
| کُنام | آشیانه، جایگاه |
| مَشیّت | اراده، خواست خدای تعالی |
| مَعرکه | میدان جنگ |
| مَلَک | فرشته |
| نسیان | فراموشی |
| هژیر | شیر، چابک و چالاک |
| هنگامه | هنگام، زمان |
واژهنامه
تو گویی تقدیر تاریخی زمین در حاشیهٔ اروندرود جاری میگردد.
گنج حکمت: آنچه گویی، هوش دار
شاعر: گلستان، سعدی

شعرخوانی: دلیران و مردان ایرانزمین
شاعر: محمود شاهرخی
ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است
تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متنپژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.
ورود / ثبتنام