
درس چهاردهم: سیمرغ و سیمرغ
قالب: مثنویمحتوا: این داستان، مراحل سیر و حرکت بهسوی خدا را در سفر تمثیلی چندین پرنده بهسوی سیمرغ به تصویر میکشد. مرغان (پرندهها) نماد انسانهایی هستند که در جستوجوی خدا و شناخت او هستند و «سیمرغ» نماد خداوند است و هدهد نماد پیر و مرشد عرفانی است.شاعر: منطقالطیر، عطار نیشابوری
| کلمه | معنی |
|---|---|
| استغنا | بینیازی؛ در اصطلاح، بینیازیِ سالک از هرچیز جز خدا |
| اعانت | یاری دادن، یاری |
| افسرده | منجمد، سرمازده |
| اکناف | جِ کَنَف، اطراف، کنارهها |
| اولی | شایسته؛ اولیتر: شایستهتر (با آنکه «اولی» خود صفت تفضیلی است؛ در گذشته به آن «تر» افزودهاند.) |
| تجرید | در لغت به معنای تنهایی گزیدن؛ ترک گناهان و اعراض از امور دنیوی و تقرّب به خداوند؛ در اصطلاح تصوّف، خالی شدن قلب سالک از آنچه جز خداست. |
| تَعَب | رنج و سختی |
| تفرید | دل خود را متوجّه حق کردن، دل از علایق بریدن و خواست خود را فدای خواست ازلی کردن، فرد شمردن و یگانه دانستن خدا؛ تفرید را عطّار در معنی گم شدن عارف در معروف بهکار میبرد؛ یعنی وقتی که در توحید غرق شد، آگاهی از این گمشدگی را گم کند و به فراموشی سپارد. |
| دعوی | ادّعا، ادّعای خواستن یا داشتن چیزی؛ معنی و دعوی دو مفهوم متقابل و متضادند. معنی، حقیقتی است که نیاز به اثبات ندارد و دعوی لافی است تهی از معنی |
| زاد | توشه، خوردنی و آشامیدنی که در سفر همراه میبَرَند؛ سنّ و سال |
| سروش | پیامآور، فرشتهٔ پیامآور |
| شگرف | قوی، نیرومند |
| شیدا | عاشق، دلداده |
| صدر | طرف بالای مجلس، جایی از اتاق و مانند آن که برای نشستن بزرگان مجلس اختصاص مییابد؛ مجازاً ارزش و اعتبار |
| کلان | دارای سنّ بیشتر |
| گرمرو | مشتاق، بهشتاب رونده و چالاک، کوشا |
| گِرده | قرص نان، نوعی نان |
| مخاصمت | دشمنی، خصومت |
| مصاحبت | همنشینی، همصحبت داشتن |
| مقالات | جِ مقالت، گفتارها، سخنان |
| وادی | سرزمین، صحرا و بیابان |
واژهنامه
صفحهٔ ۱۲۲ کتاب
ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است
تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متنپژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.
ورود / ثبتنام