
درس هفتم: باران محبت
محتوا: داستان آفرینش انسان و بیان جایگاه والای انسان در میان مخلوقاتشاعر: مِرصادالعِباد منالمَبدأ الی المَعاد، نجمالدین رازی (معروف به دایه)
| کلمه | معنی |
|---|---|
| استحقاق | سزاواری، شایستگی |
| اصناف | جمعِ صنف، انواع، گونهها، گروهها |
| اعزاز | بزرگداشت، گرامیداشت |
| الوهیّت | خدایی، خداوندی |
| بعُد | دوری، فاصله |
| تعبیه کردن | قرار دادن، جاسازی کردن |
| تلبیس | حقیقت را پنهان کردن، حیله و مکر بهکار بردن، نیرنگسازی |
| جلّت | بزرگ است؛ حضرت جلّت: خداوند، باریتعالی |
| حضرت | آستانه، پیشگاه، درگاه |
| خزاین | جمعِ خزانه، گنجینهها |
| خلیفت | خلیفه، جانشین |
| رأفت | مهربانی، شفقت |
| ربوبیّت | الوهیّت و خدایی، پروردگاری |
| رغبت | میل و اراده، خواست |
| سستعناصر | بیاراده، بیغیرت |
| طوع | فرمانبرداری، اطاعت، فرمانبری |
| عنایت | توجّه، لطف، احسان |
| غَنا | بینیازی، توانگری |
| قبضه | یک مشت از هرچیزی |
| قرب | نزدیک شدن، همجواری |
| کبریایی | منسوب به کبریا، خداوند تعالی |
| متلألئ | درخشان، تابان |
| مذلتّ | فرومایگی، خواری، مقابل عزّت |
| مُشتبه | اشتباهکننده، دچار اشتباه؛ مشتبهِ شدن: به اشتباه افتادن |
| مشعشع | درخشان، تابان |
| مقرّب | آنکه نزدیک به کسی شده و در نزد او منزلت پیدا کردهاست. |
| ملکوت | عالم غیب، جهان بالا |
| نفایس | جمعِ نفیسه، چیزهای نفیس و گرانبها |
| وسائط | جمعِ وسیطه یا واسطه، آنچه که به مدد یا از طریق آن به مقصود میرسند. |
| هیئت | شکل، ظاهر، دستهای از مردم |
واژهنامه
صفحهٔ ۵۷ کتاب
حقتعالی چون اصناف موجودات میآفرید، وسایط گوناگون در هر مقام، برکار کرد.

شعرخوانی: آفتاب حسن
قالب: غزلمحتوا: ترسیم دنیای آرمانی شاعرشاعر: غزلیات شمس، جلالالدّین محمد مولوی
ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است
تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متنپژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.
ورود / ثبتنام