
درس دوازدهم: کاوهٔ دادخواه
قالب: مثنویمحتوا: قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم ضحاک ماردوش، اهمیت دادخواهیشاعر: فردوسی
| کلمه | معنی |
|---|---|
| آوری | بیگمان، بیتردید، بهطور قطع |
| اژدهاپیکر | در شکل و هیئت اژدها، دارای نقش اژدها |
| اساطیر | جمعِ اسطوره؛ افسانهها و داستانهای خدایان و پهلوانان ملل قدیم |
| الحاح | اصرار، پافشاری کردن |
| بازارگاه | جای خرید و فروش، بازار؛ در متن درس، مقصود اهل بازار |
| پایمردان دیو | دستیاران حکومت، توجیهکنندگانِ حکومت بیداد |
| پشتِ پای | روی پا، سینهٔ پا |
| ترگ | کلاهخود |
| تفرّج | گشتوگذار، تماشا، سیر و گردش |
| خجسته | فرخنده، مبارک |
| خوالیگر | آشپز |
| درفش | پرچم، بیرق |
| درفش کاویان | درفش ملّی ایران در عهد ساسانی، (کاویان یا کاویانی: منسوب به کاوه) |
| دژم | خشمگین |
| زخمِ درای | ضربهٔ پتک؛ درای، در اصل زنگ کاروان است. |
| سپردن | پایمال کردن و زیر پا گذاشتن |
| سپهبَد | فرمانده و سردار سپاه |
| سَبُک | سریع و شتابان |
| سروش | فرشتهٔ پیامآور، فرشته |
| شمار گرفتن | حساب پس دادن |
| غو | نعره کشیدن، فریاد، بانگ و خروش، غریو |
| فایق | دارای برتری، مسلّط، چیره |
| فریاد خواندن | فریاد خواستن، طلب یاری کردن، دادخواهی کردن |
| گُرز گاوسر | گُرزی که سرِ آن شبیه سرِ گاو بودهاست. |
| گیهان خدیو | خدای جهان (گیهان: کیهان، جهان، گیتی) |
| لاف | سخنان بیپایه و اساس، دعوی باطل، ادعا؛ لاف زدن: خودستایی کردن، ادعای باطل کردن |
| مجرّد | صِرف، تنها |
| محضر | استشهادنامه، متنی که ضحّاک برای تبرئهٔ خویش به امضای بزرگان حکومت رسانده بود. |
| موبد | روحانی زردشتی، مجازاً دانشمند، دانا |
| نفیر | صدای بلند، فریاد |
| هنر | فضیلت، استعداد، شایستگی، لیاقت |
| یکایک | ناگهان |
واژهنامه
صفحهٔ ۱۰۱ کتاب
بیت ۱
چو ضحّاک بر تخت شد شهریاربر او سالیان انجمن شد هزار
ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است
تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متنپژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.
ورود / ثبتنام