
ستایش: لطف خدا
واژهنامه
| کلمه | معنی |
|---|---|
| ادبار | بدبختی، سیهروزی؛ متضادّ اقبال |
| اقبال | خوشبختی، سعادت |
| توفیق | آن است که خداوند اسباب را موافق خواهش بنده مهیّا کند تا خواهش او به نتیجه برسد؛ سازگار گردانیدن |
| تیرهرایی | بداندیشی، گمراهی |
| چاشنیبخش | آنچه برای اثربخشی بیشتر کلام به آن اضافه میشود |
| حلاوت | شیرینی |
| نژند | خوار و زبون |
بیت ۱
قلمرو فکری
به نام خدایی سخنم را آغاز میکنم که نامش سبب اثربخشی کلام میشود و بر شیرینی و دلپذیریِ معنیِ سخن میافزاید. (آغاز سخن با نام خدا / نام خدا باعث جذابیت کلام)
قلمرو ادبی
منظور از «چاشنیبخش» و «حلاوتسنج»: خدا / زبان: مجاز از سخن، کلام
قلمرو زبانی
چاشنی: طعم، مزه / چاشنیبخش: آنچه برای اثربخشی بیشتر کلام به آن اضافه میشود / حلاوت: شیرینی / حلاوتسنج: آنچه میزان شیرینی و دلپذیری هرچیز را نشان دهد / حذف فعل «آغاز میکنم» به قرینهٔ معنایی
بیت ۲
قلمرو فکری
آنکسی ارجمند و بزرگ میشود که خداوند او را عزیز و ارجمند بخواهد و آنکسی خوار و زبون میشود که خدا او را خوار و زبون بخواهد. (عزّت و ذلّت، دست خدا)
قلمرو ادبی
سربلند بودن: کنایه از بزرگی و برتری / سر و دل: مجاز از انسان، شخص / اشاره به آیهٔ «تُعِزُّ مَن تَشاءُ و تُذِلُّ مَن تَشاءُ»: هرکس را بخواهی عزّت میدهی و هرکس را بخواهی خوار میکنی.
قلمرو زبانی
نژند: خوار و زبون / مرجع «او»: خداوند / مرجع «ش» (به ترتیب): آن سر ـ آن دل / حذف فعل «است» به قرینهٔ معنایی: آن سر، بلند [است] که او آن را بلند خواهد؛ آن دل، نژند [است] که او آن را نژند خواهد.
بیت ۳
قلمرو فکری
نیکی و بخشش خداوند همیشگی است و به هرکس آنچه لازم بوده، بخشیدهاست. (بخشندگی و لطف همیشگیِ خدا)
قلمرو ادبی
گشاده بودن درِ احسان: کنایه از نیکی و بخششِ بینهایت / درِ احسان: احسان مانند خانهای است که «در» دارد (اضافهٔ تشبیهی).
قلمرو زبانی
نابسته: گشوده، باز / میبایست: لازم بود، ضرورت داشت / احسان (نیکی، بخشش) همآوا با احصان (استوار و محکم کردن) / همآوا: کلماتی که از لحاظ تلفظ یکسان اما از نظر نوشتار متفاوتاند: حیات، حیاط ـ غربت، قربت
بیت ۴
قلمرو فکری
خداوند جهان هستی را به شکلی آفریدهاست که ذرهای کم یا زیاد نیست. (نظام احسن آفرینش)
قلمرو ادبی
مو: مجاز از هرچیز بسیار کوچک / یک مو بیش و کم نبودن: کنایه از کامل و بینقص بودن
قلمرو زبانی
وضع: شکل، حالت، روش / نی: نه / وضع: مفعول / موی: نهاد / شکل مرتبشدهٔ بیت: [خداوند] وضع عالم را به ترتیبی نهاده [است] که نی یک موی بیش باشد و نی [یک موی] کم [باشد].
بیت ۵
قلمرو فکری
اگر لطف خداوند شامل حال کسی شود، همهٔ بدبختیها به خوشبختی تبدیل میشود. (لطف خدا سبب خوشبختی)
قلمرو زبانی
اِدبار: بدبختی، سیهروزی؛ متضادّ اقبال / قرین: همنشین، همراه، همدم / اقبال: خوشبختی، سعادت / حال (زمان حاضر، کیفیت چیزی) همآوا با هال (راهرو، سرسرا) / مرجع «ش»: خداوند / گردد (= شود): فعل اِسنادی
بیت ۶
قلمرو فکری
اگر توفیق و توجه خداوند همراه نباشد، چارهجویی و اندیشه کمکی نخواهد کرد. (برتری توفیق الهی بر تدبیر و اندیشه)
قلمرو ادبی
پای یک سو نهادن: کنایه از همراهی نکردن، کنارهگیری از انجام کاری / پای و رای: جناس ناهمسان (ناقص)
قلمرو زبانی
توفیق: آن است که خداوند اسباب را موافق خواهش بنده مهیّا کند تا خواهش او به نتیجه برسد؛ سازگار گردانیدن / تدبیر: چارهاندیشی / رای: اندیشه، فکر، عقل / مرجع «او»: خدا / توفیق: نهاد / حذف به قرینهٔ لفظی: نه از رای [کار آید]
بیت ۷
قلمرو فکری
اگر خداوند به عقل انسان درک و آگاهی نبخشد، همیشه در گمراهی خواهد ماند. (گمراهی خرد بدون بصیرت الهی)
قلمرو ادبی
روشنایی: استعاره از آگاهی، قدرت درک و فهم
قلمرو زبانی
تیرهرایی: بداندیشی، گمراهی / خرد را: به خرد / را: حرف اضافه / خرد: متمم / روشنایی: مفعول / شکل مرتبشدهٔ بیت: اگر روشنایی را به خرد نبخشد، تا ابد در تیرهرایی بماند.
بیت ۸
قلمرو فکری
بالاترین مرتبهٔ عقل در راه شناخت خدا آن است که به ناآگاهی خود اعتراف کند. (اظهار عجز از شناخت خدا)
قلمرو ادبی
راه: استعاره از خداشناسی، معرفت الهی
قلمرو زبانی
کمال: نهاد / آگاه: مسند / شکل مرتبشدهٔ بیت: کمال عقل در این راه آن باشد که گوید از هیچ [چیز] آگاه نیستم.
گروههای مهم املایی
حلاوتسنج معنی ـ خواهد نژندش ـ خوار و زبون ـ احسان و نیکی ـ وضع عالم ـ قرین و همدم ـ ادبار و اقبال ـ تیرهرایی و گمراهی ـ توفیق و سازگار گردانیدن ـ وحشی بافقی
نکتهٔ ۱: حروف ششگانهٔ مهمّ املایی
در زبان فارسی کلمهای اهمّیت املایی بیشتری دارد که یک یا چند حرف از حروف ششگانهٔ زیر در آن باشد:
| ذ، ز، ض، ظ | ث، س، ص | ء، ع | ت، ط | ح، ه | غ، ق |
|---|---|---|---|---|---|
| نفوذ، زنخدان، وضع، ظاهر | نثر، احسان، صُنع | اقبال، عار | توفیق، لطف | حلاوت، خواهد | دغل، قرین |
نکتهٔ ۲: فعلهای آغازشده با «همزه»
فعلهایی که با «همزه» آغاز میشوند، اگر «بِـ، نـَ، مـ» بگیرند، «همزه» به «یـ» تبدیل میشود.
| درست | نادرست |
|---|---|
| بیفکن | بیافکن |
| نیفتد | نیافتد |
| مینداز | میانداز |
| میازار | مآزار |
نکتهٔ ۳: تبدیل «ه»ی غیرملفوظ به «گ»
کلمهای که پایان آن «ه» غیرملفوظ باشد، اگر «ان» یا «ی» بگیرد، «ه» به «گ» تبدیل میشود.
| درست | نادرست |
|---|---|
| بندگان | بندهگان |
| گرسنگان | گرسنهگان |
| سازندگی | سازندهگی |
| تشنگی | تشنهگی |
سؤالات امتحانی
قلمرو زبانی
1-معادل معنایی «سازگار گردانیدن، شیرینی، گمراهی، خوار و زبون» را در مصراعهای زیر بیابید.
- الف)حلاوتسنج معنی در بیانها
- ب)نژند آن دل، که او خواهد نژندش
- ج)وگر توفیق او یک سو نهد پای
- د)بماند تا ابد در تیرهرایی
2-در بیت «اگر لطفش قرین حال گردد / همه ادبارها اقبال گردد»، معادل معنایی واژهٔ «خوشبختی» را بیابید و متضاد آن را بنویسید.
3-املای درست را از داخل کمانک انتخاب کنید.
- الف)اگر لطفش قرین (حال / هال) گردد
- ب)بلند آن سر، که او (خواهد / خاهد) بلندش
- ج)(هلاوت / حلاوت)سنج معنی در بیانها
- د)درِ نابستهٔ (احصان / احسان) گشادهست
قلمرو فکری
4-شاعر در بیت «اگر لطفش قرین حال گردد / همه ادبارها اقبال گردد»، نتیجهٔ همراهی لطفِ الهی را چه میداند؟ (نهایی تیر ۱۴۰۵)
5-بیت «کمال عقل آن باشد در این راه / که گوید نیستم از هیچ آگاه» با کدامیک از گزینههای زیر تناسب معنایی دارد؟ (نهایی خرداد ۱۴۰۴)
- الف)کمالگرایی عقل
- ب)تقابل همیشگی عقل و عشق
- ج)اظهار عجز از شناخت خدا
- د)دشوار بودن راه عشق
6-مفهوم بیت «به ترتیبی نهاده وضع عالم / که نی یک موی باشد بیش و نی کم» با کدامیک از گزینههای زیر تناسب معنایی دارد؟ (نهایی خارج از کشور خرداد ۱۴۰۴)
- الف)قهر و غضب خداوند
- ب)شجاعت خداوند
- ج)نظام احسن آفرینش
- د)اعتقاد به قیامت
برای سنجش یادگیری این درس، به بخشآزموندر منوی برنامه مراجعه کنید.