درس دهم: بانگ جرس

درس دهم: بانگ جرس

قالب: مثنویمحتوا: این سروده در پیوند با انقلاب اسلامی ایران و مبارزات مردم فلسطین علیه اشغالگری اسرائیل سروده شده‌است.شاعر: حمید سبزواری
کلمهمعنی
باراجازه، رخصت؛ بارِ عام: پذیراییِ عمومی، شرفیابی همگانی؛ مقابل بارِ خاص (پذیرایی خصوصی)
بارهاسب
برگتوشه و هر چیز مورد نیاز؛ مایحتاج و آذوقه
تابناکدرخشان، نورانی
جرسزنگ
جولانتاخت‌وتاز
چاووشآن‌که پیشاپیش زائران حرکت می‌کند و با صدای بلند و به آواز اشعار مذهبی می‌خواند.
خارهسنگ خارا، سنگ
راهواراسب خوش‌حرکت و تندرو، اسب و شتر خوش‌راه
رحیلاز جایی به جای دیگر رفتن، کوچ کردن، سفر کردن
رَشحهقطره، چکّه
رُفترُفتن، زدودن
رکابحلقه‌ای فلزی که در دو طرف زین اسب آویخته می‌شود و سوار پا در آن می‌گذارد.
سترگبزرگ، عظیم
عَلَمپرچم
فرضواجب گردانیدن، آنچه انجام آن بر عهدۀ کسی نهاده شده باشد، لازم، ضروری
کرانطرف، جهت، کنار
کلافنخ و ریسمان و جز آن که گرد کرده باشند، ریسمان پیچیده گرد دوک
محوطهپهنه، میدانگاه، صحن
مَشکانبان، خیک، کیسه‌ای از پوست گوسفند
نیلیبه‌رنگ نیل، کبود
وادیسرزمین
ولیدارندۀ بالاترین مقام در دین پس از پیغمبر، دوست
هم‌پاهمراه، هم‌قدم، هریک از دو یا چند نفری که با هم کاری انجام می‌دهند.

واژه‌نامه

بیت ۱

وقت است تا برگ سفر بر باره بندیمدل بر عبور از سدِّ خار و خاره بندیم

ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است

تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متن‌پژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.

ورود / ثبت‌نام