درس هشتم: سفر به بصره

درس هشتم: سفر به بصره

محتوا: شرح سفر ناصرخسرو به بصره با ذکر زمان و مکان و بیان جزئیات و توصیف حالات اشخاصشاعر: سفرنامه، ناصرخسرو
کلمهمعنی
ادیبسخندان، سخن‌شناس
اهل فضلفاضل، دانشور
اَهلیتشایستگی، لیاقت
بهایمجِ بهیمه، چارپایان
بیشهجنگل کوچک، نیزار
تسبیحخدا را به پاکی یاد کردن، سبحان‌الله گفتن
پلاسنوعی گلیم کم‌بها، جامه‌ای پشمینه و ستبر که درویشان پوشند.
تازیعرب؛ زبان تازی: زبان عربی
جَلَّ جَلالُه وَ عَمَّ نوَالهُشُکوه او بزرگ و لطف او فراگیر است.
خورجینکخورجین کوچک، کیسه‌ای که معمولاً از پشم درست می‌کنند و شامل دو جیب است.
درحالفوراً، بی‌درنگ
دَلّاککیسه‌کش حمام، مشت و مال‌دهنده
دِینْوام
رُقعهنامهٔ کوتاه، یادداشت
شوخچرک، آلودگی
شوریدهکسی که ظاهری آشفته دارد، عاشق و عارف
غوکقورباغه
فَراغآسایش و آرامش، آسودگی
فرجگشایش، گشایش در کار و از میان رفتن غم و رنج
قیاس کردنحدس و تخمین زدن، برآورد کردن
قَیمکیسه‌کش حمام، سرپرست
کِرایکرایه
گُسیل کردنروانه کردن، فرستادن کسی به جایی
مَرمّتاصلاح و رسیدگی؛ مرمت کردن: بهبود بخشیدن، اصلاح کردن
مروّتجوانمردی، مردانگی
مغربیمربوط به مغرب (کشورهای شمالی آفریقا جز مصر؛ امروزه مراکش، کشوری در شمال غربی قارّهٔ آفریقا)، در مورد طلا مجازاً به معنی «مرغوب» به‌کار رفته است.
مُکاریکرایه‌دهندهٔ اسب، الاغ و مانند آن‌ها؛ چاروادار
نیکومنظرزیبارو، خوش چهره

واژه‌نامه

صفحهٔ ۶۱ کتاب

چون به بصره رسیدیم، از برهنگی و عاجزی، به دیوانگان ماننده بودیم و سه ماه بود که موی سر، باز نکرده بودیم.

گنج حکمت: شبی در کاروان

گنج حکمت: شبی در کاروان

شاعر: گلستان، سعدی

ادامهٔ این درس نیازمند اشتراک است

تحلیل قلمرو فکری، ادبی و زبانی، پاسخ کارگاه متن‌پژوهی و سؤالات امتحانی این درس با اشتراک کتاب در دسترس است.

ورود / ثبت‌نام